تبلیغات
قلم و اندیشه ها - دحو الأرض در فرهنگ دینی
دحو الأرض در فرهنگ دینی


نویسنده: حسن نجفی

معنای لغوی :

در مجمع البحرین آمده است که : قوله تعالى: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها [79/ 30]
أی بسطها، من" دحوت الشی‏ء دحوا" بسطته. و درحدیث است " یوم دحو الأرض"
أی بسطها من تحت الكعبة، و هو الیوم الخامس و العشرون من ذی القعدة. و فیه:
" خرج علینا أبو الحسن یعنی الرضا (علیه السّلام) بمرو فی یوم خمسة و عشرین من ذی القعدة، فقال: صوموا، فإنی أصبحت صائما، قلنا: جعلنا الله فداك أی یوم هو؟ قال: یوم نشرت فیه الرحمة و دحیت فیه الأرض" « التهذیب ج 1 ص 306»
قال بعض شراح الحدیث: فیه إشكال، و هو أن المراد من الیوم دوران الشمس فی فلكها دورة واحدة، و قد دلت الآیات على أن خلق السماوات و الأرض و ما بینهما فی ستة أیام، فكیف تتحقق الأشهر فی تلك المدة؟ ثم قال: و أجیب بأن فی بعض الآیات دلالة على أن الدحو متأخر.(مجمع البحرین، ج‏1، ص: 135)
«دحوالارض» به معنى گستردن زمین است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چیزى را از محل اصلیش نیز معنا كرده‏اند و چون این دو معنا لازم و ملزوم یكدیگرند به یك مطلب برمى‏گردد، بنابراین مراد از دحوالارض این است كه در آغاز تمام سطح زمین را آب‏هاى حاصل از باران‏هاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود. این آبها تدریجاً در گودال‏هاى زمین جاى گرفتند و خشكى‏ها از زیر آب سربرآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد، (تفسیر نمونه، ج 26، ص 100) كه به نظر برخى از مفسرین آیه 30 سوره نازعات وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها زمین را بعد از آن گسترش داد اشاره‏اى به همین گسترده شدن زمین دارد. به هر حال تعیین یك روز خاص مى‏تواند به عنوان زاد روز یا آغاز دوره‏اى باشد كه زمین از وضع پیشین خود متحول گشته (پس از گذشت دوران‏هایى كه مى‏گویند زمین كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بین از یكسرى تغییرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اولیه پوشانده و آماده براى ظهور گیاهان و حیوانات گشته است. در برخى از احادیث نیز آمده است كه زمین در آغاز از زیر كعبه فعلى گسترش یافته است. در کتاب سعد النفوس للنفوس المنضود ص28 در ذیل « هو الذی مد الارض و جعل فیها رواسی و .....» آورده است که مدّ بمعنای همان دحوالارض می باشد که خداوند زمین را چون فرشی مبسوط کرد برای بندگان ....
در الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج‏30، ص: 90 روایتی از امام علی علیه السلام آمده است، عن إمام المتقین علی علیه السّلام: «إن شامیا سأله عن مكة المكرمة لم سمیت مكة؟ قال: لأن الله مك الأرض من تحتها، أی دحاها». و المك هو الدحرجة كما فی القاموس. فرد شامی از امام سوال نمود ، چرا مکه را مکه نامیدند امام علیه السلام فرمود به این دلیل که زمین از زیر حرکت پیدا کرده است و مکّ به معنای حرکت منظم و اظطراب است و آنچه که در تفاسیر از دحوالارض به بسط و گسترش یاد میکنند منافی این معنا نیست ، چرا که هر بسط و انبساطی ملزم به حرکت و اظطراب است .
و عنه علیه السّلام أیضا: «فلما خلق الله الأرض دحاها من تحت الكعبة ثم بسطها على الماء».
در كتب ادعیه و آداب و سنن شب و روزى به عنوان «دحوالارض» ضبط شده است كه همان شب و روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است و براى عبادت در این روز و روزه روز آن ثواب فراوانى نقل كرده‏اند و همچنین براى این روز نماز و دعاى مخصوصى نیز وارد شده است كه دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى و اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق است، (تفسیر پرتوى از قرآن، تفسیر جزء سى‏ام، سوره نازعات، ذیل آیه 30).
در مفاتیح‏الجنان در باب اعمال ماه ذیقعده روایتى نقل شده است كه چنین است: از حسن بن على وشّار روایت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا(علیه السلام) شام خوردیم در شب بیست و پنجم ماه ذیقعده پس فرمودند كه امشب حضرت ابراهیم(علیه السلام) و حضرت عیسى(علیه السلام) متولد شده‏اند و زمین از زیر كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته است و در روایت دیگرى آمده است كه در این مثل چنین روزى حضرت قائم(علیه السلام) قیام خواهند نمود. آنچه در مجموع استفاده مى‏شود این است كه: این روز مباركى است كه رحمت الهى براى بندگان گسترش یافته، گسترش زمین در چنین روزى سمبل و نمادى از گسترش رحمت و فیض الهى براى بندگان اوست.

وقایع روز دحوالارض

بدانكه در بیست و پنجم ذى القعده ، آدم صفى علیه السلام بدستیارى جبرئیل ، خانه كعبه را برآورد و حجرالاسود را نصب كرد و این خانه ، محل اسعاف مطالب و مطاف قادم و ذاهب بود تا دو هزار و دویست و چهل و دو سال از هبوط گذشته كه طوفان نوح ، واقع شد و آب تمام عالم را فرو گرفت و اگر چه ((بیت العتیق )) از آسیب غرق ، محفوظ ماند، اما چنانچه در تاریخ است بیشتر حائط آن بنا، عرصه هدم و محو گشت و بعد از طوفان آن موضع چون تل سرخى مینمود و مردم از آن تل سرخ ، حوائج خود مى خواستند و قربانى مینمودند و این بود تا سه هزار و چهارصد و بیست و نه سال بعد از هبوط كه حضرت ابراهیم مأمور به تجدید عمارت خانه مكه شد. بس بمدد اسماعیل و ارشاد جبرئیل بساختن خانه پرداخت . پسر سنگ آوردى و پدر بر روى هم نهادى و چون بمقام حجرالاسود رسید، اسماعیل در پى سنگ نیكوئى بود كه در خور آن موضع باشد كه صدائى از كوه ابوقبیس بر آمد كه اى ابراهیم ! ترا نزد من ودیعتى است و حجرالاسود را كه جبرئیل هنگام طوفان در آن كوه پنهان كرده بود، تسلیم ابراهیم كرد و آنحضرت بجاى خودش ‍ استوار فرمود. و تولیت آن بقعه شریفه را به اسماعیل تفویض نمود.
و در این روز، سنه 664، وفات یافت سید اجل عالی مقام ((طاوس آل طاوس رضى الدین على بن موسى بن جعفر)) مشهور به ((سید ابن طاوس )). نسب شریفش منتهى مى شود به ((داود بن حسن بن حسن مجتبى )) علیه السلام . والده ماجده اش دختر ((شیخ مسعود ورام بن ابى فراس )) و برادرش سید اجل ((احمد بن موسى )) صاحب بشرى و ملاذ است و پسر برادرش ((سید عبدالكریم بن احمد)) صاحب فرحة الغرى است و فضائل سید در زهد و عبادت و تقوى و جلالت قدر و معرفت او بعظمت خدا و ائمه علیهم السلام ، زیاده از آنستكه ذكر شود، هر كه طالب باشد رجوع به كتب آنجناب نماید خصوص به كتاب ((كشف المهجة )).
(( و كان رحمه الله مستجاب الدعوه و صاحب الكرامات الباهرة و كان فصیحا بلیغا دعاءا و بالجمله اطاله الكلام فى حقه اذراء لشانه .))
او نمیماند بما گرچه ز ما است ما همه مسیم و احمد كیمیا است
و در این روز، سنه 760، وفات یافت ((عبدالله بن یوسف حنبلى )) معروف به ((ابن هشام )) صاحب كتاب ((مغنى اللبیب )) و او غیر از ((ابن هشام )) صاحب ((سیره نبویه )) است . (کتاب وقایع الایام حاج شیخ عباس قمی)
در مناظره‌ معروفی‌ كه‌ بین‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام) و ابن‌ ابی‌ العوجاء اتفاق‌ افتاد ـ طبق‌ نقل‌ مرحوم‌ صاحب‌ حدائق‌ در ج‌17 ص‌390 كتاب‌ حدائق‌ الناضرة‌ ـ حضرت‌ چنین‌ فرمود: خداوند كعبه‌ را دوهزار سال‌ قبل‌ از دحوالارض‌ خلق‌ كرد.

در متون تفسیری :

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ (آل عمران / 96)
محقق است كه اول خانه كه براى افراد انسان قرار گرفت هر آینه خانه‏اى است كه در مكه در حالى كه با بركت است و وسیله هدایت اهل عالم است.
آنچه مستفاد از اخبار بسیاریست كه در كافى و غیره نقل شده و میتوان منطبق بر قواعد هیئت نمود اینست كه كره زمین در جوف دریا بود و آب احاطه بجمیع اطراف زمین داشت و بتوسط باد امواج دریا بسیار شد و در اثر آن یك قسمت از زمین از آب خارج شد كه فعلا یك ربع از كره زمین از آب خارج است و اول قطعه كه از آب خارج شده مسجد الحرام بود كه كعبه در آن واقع و سپس بتدریج خارج شد تا كنون كه یك ربع كره خارج شده، و ممكن است معناى دحو الارض كه در اخبار دارد روز 25 ذى القعده بوده كه اول مكه بود و سپس سایر بقاع همین معنى باشد و ممكن است كه مكه را امّ القرى گفتند بهمین مناسبت باشد و این معنى مثبتست بر اینكه معناى. للناس جهت استفاده زندگى باشد. و اما اگر مراد جعل بر عبادت باشد چنانچه از پاره اخبار استفاده میشود مراد از بیت كعبه معظمه است و دلیل بر این میشود كه اول ساختمانى كه روى زمین بنا شد كعبه بوده كه حضرت آدم على نبیّنا و آله و علیه السّلام قواعد آن را بنا كرد و طواف حول كعبه نمود و سپس انبیاء بعد از او تا زمان ابراهیم علیه السّلام كه مأمور شد با اسمعیل بر آن قواعد جدران كعبه را بنا كند (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص: 288)
(و الارض بعد ذلك دحاها).
منظور از «دحو الارض» این است كه در آغاز تمام سطح زمین را آبهاى حاصل از بارانهاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود این آبها تدریجا در گودالهاى زمین جاى گرفتند و خشكیها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد- و این مسأله بعد از آفرینش زمین و آسمان روى داد. (آیه 31)- بعد از گسترش زمین و آماده شدن براى زندگى و حیات سخن از آب و گیاه به میان آورده، مى‏فرماید: «و از آن، آب و چراگاهش را بیرون آورد» (اخرج منها ماءها و مرعاها).
این تعبیر نشان مى‏دهد كه آب در لابلاى قشر نفوذ پذیر زمین پنهان بود، سپس به صورت چشمه‏ها و نهرها جارى شد و حتى دریا و دریاچه‏ها را تشكیل داد. ولى از آنجا كه عوامل مختلفى مى‏توانست آرامش زمین را بر هم زند- از جمله طوفانهاى عظیم و دائمى و دیگر جزر و مدهائى كه در پوسته زمین بر اثر جاذبه ماه و خورشید و همچنین لرزه‏هایى كه بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ مى‏دهد- آن را به وسیله شبكه نیرومندى از كوهها كه سرتاسر روى زمین را فرا گرفته آرام كرد.
و لذا مى‏فرماید: «و كوهها را ثابت و محكم نمود» (و الجبال ارساها).
و در پایان مى‏فرماید: «همه اینها براى بهره‏گیرى شما و چهارپایانتان است»! (متاعا لكم و لانعامكم). تا از مواهب حیات بهره گیرید و به غفلت نخورید. (برگزیده تفسیر نمونه ج 5 ص 401).

ترجمه‌ فرازهایی‌ از دعای‌ این‌ روز:

خدایا! زمین‌ را گستراندی‌، دانه‌ را در لایه‌های‌ تاریك‌ زمین‌ شكافتی‌، مرارت‌ را از دوش‌ بندگان‌ برگرفتی‌، غم‌ و اندوه‌ را از دلها زدودی‌. عزیزا! در این‌ روز بزرگ‌ و پرفضیلت‌ كه‌ نزد مؤمنان‌ به‌ امانتش‌ نهادی‌، تو را به‌ رحمت‌ بی‌انتهایت‌ سوگند می‌دهم‌ كه‌ بر بنده‌ صالحت‌ محمد مصطفی‌ و بر خاندانش‌ پاكش‌ درود بفرست‌ واز گنجینه‌ الطافت‌ بارانی‌ پایان‌ نیافتنی‌ برما بباران‌! و بر توبه‌ای‌ خالص‌ و بازگشتی‌ نیكو به‌ سوی‌ خودت‌ یاری‌مان‌ كن‌.
منابع :
مجمع البحرین ریشه دحو
اطیب البیان فی تفسیر القرآن ج3 ص288
برگزیده تفسیر نمونه ج 5
وقایع الایام شیخ عباس قمی
الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن ج3