تبلیغات
قلم و اندیشه ها - شاخص‏هاى روشنفكرى دینى
شاخص‏هاى روشنفكرى دینى


با عنایت به اینكه جامعه شناسی سیاسی دارای سه سطح تحلیل است ؛ یك سطح تحلیل به رفتار شناسی فرد درحوزه قدرت و بیرون ازآن می پردازد، سطح دوم تحلیل به بررسی گروهای اجتماعی و تا ثیرات انها در جامعه می پردازد و سطح تحلیل سوم به بررسی ساختارهای سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی و نقش آنها می پردازد.در این تحقیق سطح دوم تحلیل یعنی بررسی ویژگیهای گروهای اجتماعی و تاثیرات آنها در جامعه مد نظراست قبل از بررسی شاخص های روشنفكری دینی لازم است مراد خود از مفهوم روشنفكری دینی را بیان نمایم مراد از روشنفكری دینی ، مروجان اندیشه درحوزه مختلف فكری و علمی است جریانی كه اتفاق افتاده است و مشخصات خود را دارد. اگر بپذیریم هرپدیده آغاز و فرجامی دارد ماجرای روشنفكری دینی نیز یكی از پدیدهای اجتماعی سیاسی است كه آغازی ،سرانجامی و مراحلی را طی كرده است.البته این مسیر خاص در ایران خیلی یكنواخت و ساده و هموار نبوده است.
در بحث مفاهیم، منطق تكرار پذیری به ما می گوید مفاهیم از استعداد جدا شدن از یك متن و حك و تكرار شدن در متن دیگر رادارند،بدون اینكه انسانها قادر باشند از این فرایند جلوگیری نمایند[1] .
مفهوم روشنفكری دینی نیز چنین سرنوشتی دارد و برای رفع سوتفاهمات و فهم زبان یكدیگر باید تعیین مراد كنیم . زمانی ما می‌توانیم مفهوم روشنفكری دینی را تبین كنیم كه مفاهیم سیال و شناورموجود دررابطه باروشنفكری با بصیرت وافق باز پیرایش و ویرایش شده باشد و به قول حافظ:
داده ام باز نظر را به تذ روی پرواز باز خواند مگرش نقش و شكاری بكند
در این تحقیق روشنفكری دینی از دوعنصر عقل و دین تشكیل شده است مفهومی كه هسته و دال مركزی آن را همچنان حفظ كرده ، مفهوم عقل وعقلانیت است و ازطرف دیگرمفهوم دین كه به معنی نوروروشنایی بوده ودرمقابل جهل وتاریكی صف ارایی كرده است.
بنابراین با توجه به اینكه روشنفكری دینی یك شان و موقعیت تاریخی و اجتماعی دارد . درواقع روشنفكری دینی هم مفهوم عقل را دارد و افق دیدش گسترده ترازعقلانیت ابزاری است وهم مفهوم دینی را دارد.كه به حوزه فهم وتحقق دین عنایت دارد.شاخصهای روشنفكری دینی در چهار محورعمده تقسیم می شوند كه دارای دوازده زیر مجموعه می باشد.شایان ذكر است كه همه ویژگی های زیر به ندرت در یك طیف روشنفكری دینی می‌توان یافت، بنابراین مفهوم روشنفكری دینی تشكیك بردار ودارای شدت و ضعف است كه پس از ذكر شاخص ها به نتیجه گیری خواهیم پرداخت :
یكم:حوزه فرهنگ واندیشه شامل موارد زیر می باشد
اهتمام به عقلانیت و عقل
پای بندی به نظام دانایی دینی
آزاد اندیشی وفرهنگ تعامل اندیش
تفكر انتقادی و نوآوری
دوم:حوزه سیاست وقدرت سیاسی
تبیین كننده موانع سیاسی وشكاف های بین دولت – ملت
معتقد به اصل نظارت وكنترل قدرت سیاسی
معتقد به رابطه منطقی بین سیاست وفضایل معنوی
سوم:حوزه اخلاق و هنجارها
اخلاق پرسشگری وكنجكاوی
اهتمام به ارزشها وفضایل اخلاقی
معتقد به اخلاق عملی و كاربردی در جامعه
چهارم :حوزه اقتصاد ومعیشت
معتقد به عدالت اقتصادی و رفع فاصله طبقاتی
اعتقاد به فرهنگ كار و تلاش و مبارزه با رانت گرایی
حوزه فرهنگ و اندیشه

اهتمام به عقلانیت و عقل

یكی از شاخص های مهم روشنفكری دینی اهتمام به عقل وعقلانیت است منتهی روشنفكری دینی عقل ابزاری را یكی ازشقوق عقل می داند توضیح اینكه در انسان یك عقل بیشتر وجود ندارد و اینكه تقسیم بندی كرده ایم.
به اعتبار مدرك عقل یا تفاوت در منشا مدركات است عقل نظری در مورد شناخت امور دانستنی است و عقلعملی در مورد شناخت امور انجام دادنی است كه به لحاظ متعلق شناخت یا مدرك عقل است[2] .بنابر این جدایی
بین عقل ابزاری (عملی)و عقل نظری(منبع)امری اعتباری است پس هر گاه عقل تكیه بر دانایی خود كند منبع تلقی میشود و هر گاه بر توانایی خود تكیه كند ابزار تلقی می شود .علی الهذا انچه مهم است خرده گفتمانهای درون طیف روشنفكری دینی است كه گروهی صرفا عقل عملی را لحاظ می كنند و در ساحت های زندگی و دین به مدد عقل ابزاری صرف به تجزیه و تحلیل می پردازند درواقع به بنیادهای مدرنیته باور دارند و عقل نقاد مدرن را سلاح خود در فهم سنت و دین قرار می دهند و گروهی دیگر به میراث فرهنگ ایران اسلامی یعنی میراثهای به جا مانده از ابن سینا ، سهروردی و صدرا توجه می كنند وسپس سایر شقوق عقل را مد نظر می گیرند و حیات اجتماعی و دین راتفسیر عقلی می كنند ،یعنی عقلی كه اثبات می كند معرفت فرا عقلی داریم وعقل به عنوان منبع استنباط می شناسد منتهی نه انحصاری در معرفت شناختی و ساحت های زندگی و دین دارد بلكه توجه به پذیرش نقش عقل با عنایت به اسیب پذیر بودن آن ،درمجموع وجه مشترك همه خرده گفتمانهای روشنفكری اهتمام به عقل و عقلانیت است . بنابراین ما در مقام داوری امتیاز پایین تری به روشنفكران دینی كه عقلانیت را به ایدئولوژی بسته ای تبدیل می كنند ،می دهیم.پای بندی به نظام دانایی دینی :
منظور از نظام دانایی كل روابطی است كه بر اساس معرفت شناسی در دوره خاصی شكل می گیرد و وحدت بخش مفاهیم آن دوره است این نظام می تواند متكی بر انسان محوری ،طبیعت محوری و توحید محوری باشد دراین تحقیق مراد از نظام دانایی دینی نطامی است كه متكی بر نص و به تعبیری نص محور است[3] .روشنفكری دینی درمورد پای بندی به نظام دانایی دینی می تواند آنرا نقد كند ولی نمی تواند نفی كند یعنی هسته كانون نظام دانایی دینی را نمی تواند نفی كند وگرنه از حوزه روشنفكری دینی خارج می شود ان هسته كانونی نظام دانایی دینی وحی و نص است كه خصلت تئوریك دارد درواقع كتاب و سنت منبع و مخزن روشنفكری دینی است .منتهی خرده گفتمانهای درون روشنفكری دینی وجود دارد كه برخی راه حل تبیین دینی برای عصر جدید بر اساس محور عقلانیت قائلند و بعضی دین را عصری می كنند و نگاه حداقلی در حوزه فهم دینی و حوزه تحقق دینی دارند ، ما در تمام داوری به عنوان یك مفسر امتیاز اصلی را به گروهی می دهیم كه در نظام دانایی دینی هم پایانی و هم پویایی دینی را لحاظ می كنند.

آزاد اندیشی و فرهنگ تعامل:

بدیهی است كه ازاد اندیشی یكی از عوامل مهم تولید فرهنگ و علم است[4] وگسترش دانش بدون آزاد اندیشی تصوری بلا تصدیق است. در ازاد اندیشی ما هم به دنبال رفع موانع و اجبار برای انجام عمل هستیم و هم ایجاد مقتضی درونی تا با پرورش استعداد خود و استفاده از محیط بیرون برای رسیدن به رفاه وسعادت تلاشی منطقی صورت گیرد شاخص مهم روشنفكری ازاد اندیشی به اصل مهمی بر می گردد كه انسانها ازادند و ازاد افریده شده اند واین روشنفكری دینی است كه در چارچوب همان قرار دادها و قوانینی كه با ما
انزال الله مخالفت ندارند فعالیت می كند درخرده گفتمانهای درون روشنفكری دینی برخی نگاه فرد محوردر شاخص ازاد اندیشی دارند برخی نگاه اجتماع گرایانه دارند.
بهترین نمونه روشنفكری دینی ازاد اندیش، احترام به فرد و اجتماع است .همین شاخص خود سه زیر مجموعهدارد .یعنی نفی تحجرو انعطاف پذیری و تعامل اندیشی است در نفی تحجر روشنفكر ازاد اندیش نمی تواند به دنبال ایستایی باشد نمی تواند نسبت به نیازهای متغییر انسان بی تفاوت باشد و دائما گذشته گرایی كند.
زیرمجموعه دیگر انعطاف پذیری وتحمل نظر مخالف است. نه اینكه بپذیرد بلكه اجازه دهد گفتار و سخن رقیب طرح شود. وسپس با استدلال رد كند .و زیر مجموعه اخر یعنی تعامل اندیشی به این مفهوم كه روشنفكر ازاد اندیش فرهنگ تعاملی را تقویت می كند نه فرهنگ تقابلی هر چند یكی از اسیب های فرهنگی در طول تاریخ ایران فرهنگ تقابلی و حذفی بوده است تلاش روشنفكر دینی بر این باشد كه فرهنگ تعامل وگفتگو را جایگزین فرهنگ تقابلی وحذفی كند.

تفكرانتقادی و نوآوری :

با توجه به این كه روشنفكری دینی در اندیشه تغییر،تحول وپیشرفت و ترقی است تفكر نقادانه مبتكی و مبتنی بر تحلیل بنیادی و اساسی هر پدیده است . به عبارت دیگر بازشناسی ،بازنگری و بازسازی میراث فرهنگی هنر تفكر انتقادی است . روشنفكر نقاد در مواجه با اندیشه رقیبان دارای مبانی مشخص وا ز پایگاه فكری معین به داوری می پردازد نكته مهم این كه نقد یعنی جدا كردن سره از نا سره است . و لزوما بمعنی تخریب ، نفی و انقطاع تاریخی و فرهنگی نیست بلكه ساختار شكنی اندیشه های مندرس و ایستایی است كه ممكن است به پویایی میراث فرهنگی بینجامد.
نوآوری و نو اندیشی كه از لوازم تفكر انتقادی است . سر انجام طراحی و مهندسی یك اندیشه كار امداست كه به ساختاری نو ختم خواهد شد . در مجموع همانطور كه تفكر نقادانه به دور از افراط و تفریط و پریشان گویی است نو اوری و نو اندیشی نیز به دور از طرد و ترك میراث فرهنگی دینی است[5] .

كاشف و مستخرج معضلات جامعه

این شاخص نمایان گر تعهد و مسئولیت پذیری روشنفكر دینی نیز می باشد . او باید مسائل پرسش ها و تضاد های موجود در متن جامعه را به نوعی به تفكر و تعقل درونی خود و دیگران منتقل كند و خواستار كاهش دردهای انسانی و اجتماعی شود در این راستا باید بین دنیای ذهنی و اندیشه حوزه روشنفكری با متن جامعه پل بزند. بنا بر این كاشف و مستخرج معضلات جامعه بدون مستلزم خود اگاهی ، مسئولیت پذیری و فرزند زمانه خود بودن نخواهد بود روشنفكری كه داری دغدغه مشكلات مردم و جامعه خود است اگربه لسان قومش سخن نگوید تولدش غیر طبیعی خواهد بود و مانند ماجرای روشنفكری در دوره مشروطه خواهد شد.
دوم-حوزه سیاست و قدرت سیاسی :

تعیین كننده موانع سیاسی و شكاف های بین دولت- ملت

با توجه به اینكه ر وشنفكری دینی ، بیشتر محصول دوران دولت مدرن و تفكر اجتماعی است ، باید موانع سیاسی و شكاف های بین دولت – ملت را شناسایی كرده و به بررسی ان بپردازد[6] ، یكی از این موانع تمركز گرایی و استبداد زدگی در قدرت و دیگری ضعیف بودن نهادهای مدنی در دوره مدرن است كه در یك پروسه تاریخی به لحاظ فرهنگ سیاسی بین قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی در ایران فقدان درك و تفاهم بوجود اورده است و روشنفكردینی در واقع تعیین كننده و ارائه دهنده راه حل جدید برای درك ، تفاهم وتعامل بین دولت و ملت می باشد و از حقوق سیاسی شهروندان نیز دفاع نماید .

اعتماد به اصل نظارت و كنترل قدرت سیاسی

همانطور كه در فرهنگ اسلامی پذیرش عناصر نظارت و كنترل قدرت از قبیل امر به معروف و نهی از منكر، شورا و نصیحت ائمه مسلمین مطرح بوده است[7] و وجود این عناصر برای حفظ سلامت نظام واستراتژی بقا ضروری است اعتقاد روشنفكری دینی به این اصول او را در راستای اهداف نظارت و كنترل در نظام های سیاسی یاری خواهد رساند زیرا پرهیز از قبایح و بدی ها و رشد دادن خوبی ها و نیك سرشتی ها ، بهبود رفتار كارگزاران نظام سیاسی، ارتقای بینش كارگزاران به كارگزاری و احساس مسئولیت و سر انجام دقت و سرعت بیشتر در امور مورد نیاز مردم در حوزه نظام سیاسی از مهمترین شاخص های روشنفكر دینی تلقی می گردد.

معتقد به رابطه منطقی بین سیاست و فضایل معنوی

با توجه به این كه انسان معاصر دچار هرج و مرج اخلاقی شده وهدف زندگی اش را ازدست داده است
وقتی هدف زندگی از بین برود دیگر بد و خوب معنا ندارد و نظام اخلاقی وجود ندارد و با رفتن اخلاق قدرت معیار خوب و بد می شود . انسان معاصر با جدایی سیاست از اخلاق هدف سیاسی اش صرفا مادی شده است[8] و چون روشنفكر دینی با توجه به نظام دانایی خودش ابراز عقیده میكند معنای زندگی را مرتبط باهدف توحیدی می داند بنا بر این یكی از خصلت های روشنفكر دینی اعتقاد به رابطه منطقی بین سیاست و فضایل اخلاقی است نه این كه این دو را تركیب كند بلكه بین انها رابطه منطقی می بینید و ان رابطه این است كه هدف سیاسی و هدف فضایل اخلاقی از حوزه صرفا مادی فراتر می رود و به اصل توحیدی بازمی گردد.
سوم :حوزه اخلاق و هنجارها

اخلاق پرسشگری و كنجكاوی

روحیه پرسشگری وكنجكاوی جدای از كاوشی عقلی وعلمی نیست .روشنفكر در بدو تولدش در ایران ،محصول اخلاق پرسشگری و كنجكاوی نبوده تا پاسخگویی به یك نیاز باشد ، بلكه خودش نیازی را تولید می كرد وسپس اعلام می كرد كه پاسخگوی ان نیاز است ولی روشنفكر دینی در جهت پاسخ گویی به یك نیاز جدی متولد شد[9].
وقتی به علل مختلف جامعه ایرانی با دنیای جدیداشناشد بتدریج دریافت كه دنیای جدید با دین اوبی ارتباط نمی تواند باشد واین دنیای جدید بر دین و دیانت او تاثیر گذاراست از این رو احساس نیاز كرد كه كسی میباید نسبت او را با این تازه وارد یعنی دنیای جدید را تعریف كند واین نقش را روشنفكردینی در ایران ایفا كرد البته روشنفكران دینی بر اساس عمق كاوش عقلی وعملی اشان دارای روحیه پرسشگری عمیق یا سطحی نگر هستند كه این بستگی به میزان معرفت شناسی و وفاداری به نظام دانایی انها دارد . بهر حال به تدریج یكی از شاخص های روشنفكری دینی همین روحیه پرسشگری وكنجكاوی در پاسخ ورویا رویی با دنیای جدید شد.

معتقد به اخلاق عملی در جامعه

با توجه به اینكه در روایات متعدد این مطلب امده است كه عالم عامل و عالم بی عمل با هم متفاوتند عالم بی عمل مانند تیر اندازی است كه كمانش زه نداشته با شد یا به قول سعدی به زنبور بی عسل می مامند دردوره پهلوی بودند روشنفكرانی كه خود را به قدرتهای ضد مردمی فروختند و در تئوری ها خود قدرت های استبدادی را مورد نقد قرار می دادند ولی در عمل سازش كردند یا نسبت به ارمانها ی مردم خیانت ورزیدند روشنفكری دینی با عبرت از گذشته و سابقه روشنفكری اینك اموخته است كه اخلاق عملی در جامعه را با خصلت تئوریك هماهنگ و متناسب سازد و اگر نقد یا حمایتی از قدرت سیاسی یا اجتماعی می كند در راستای هماهنگی باورها و عمل اوست و از اینكه به او صفت حمایتی یا نقادی بدهند واهمه ای ندارد .
چهارم:اقتصاد و مشیت

معتقد به عدالت اقتصادی در جامعه و رفع فاصله طبقاتی در جامعه[10]

هر چند مفهوم عدالت بر خوا سته از نظام دانایی دینی یك روشنفكر است ولی درتعریف عملیاتی عدالت به ویژه در بحث عدا لت اقتصادی در جامعه خواستار فرصت های برابر برای شهروندان جامعه اش است فرصت هایی كه با برنامه ریزی وطراحی صحیح هیچوقت نباید تبدیل به تهدید اقتصادی علیه شهروندان شود
وقتی عدالت تعریف عملیاتی شد آنگاه روشنفكر دینی وظیفه خود می داند در پی رفع مشكلات اقتصادی شهروندان برآید و بطور طبیعی كمك به رفع فاصله طبقاتی در جامعه خواهد شد؛ بنا بر این روشنفكر دینی خود را وابسته به طبقه خاصی نمی بیند و اگر از قشرخاصی هم باشد خاستگاه ا قتصادی ا و مهم است كه باید در جهت اجرای عدالت باشد .

اعتقاد به فرهنگ كاروتلاش ومبارزه بارانت گرایی

درنصوص دینی مكررگفته شده است «لیس للا نسان الا ما سعی[11] » اهمیت به فرهنگ كار وتلاش برهیچ انسان عاقلی پوشیده نیست منتهی درصورتی كه فرهنگ تبذیروهزینه های زیان باراقتصادی شیوع پیدانماید برروشنفكرلازم است با تفكرانتقادی خودبااین فرهنگ به مبارزه برخیزد وجامعه خود را از این بیماری مهلك نجات دهد. بنابراین یكی ازشاخص های روشنفكری دینی مبارزه بافرهنگ رانت خواری وراحت طلبی است نه تنها درحوزه اقتصادی بلكه سایر حوزه های غیراقتصادی راهم شامل می شود.

نتیجه گیری:

شاخص های ذكرشده ممكن است باهم ادغام ومختصرتر ویا تفكیك وگسترده ترشوند بهرحال این شاخص ها بر اساس عملكرد روشنفكری دینی و زمینه‌های شكل‌گیری اجتماعی فرهنگی سیاسی روشنفكری دینی درایران جمع‌آوری شده است و چون روشنفكران دینی بر حسب نگاهشان به عقل و حوزه دین دارای شدت و ضعف مفهومی نسبت به این واژه پیدا می كنند بر اساس نمودار زیر در صورتی كه روشنفكر دینی اكثر شاخص ها را داشته باشد به مفهوم روشنفكر دینی مجدد( جامع نگر)[12] نزدیك می شود و به هر میزان كه از شاخص ها دور شود به مفهوم روشنفكر دینی متجزی ومبتدی نزدیك تر خواهد شد.

پی نوشت :

[1] دین ، دموكراسی و روشنفكری در ایران،محمد رضا تاجیك ،تهران :موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی ،ص 138.
[2] -ر.ك جایگاه عقل در استنباط احكام،سعید قماشی ،قم :پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، 1384،ص25.
[3] - مردم سالاری دینی،مسعود پورفرد، قم : پژوهشكاه علوم و فرهنگ اسلامی،1384،ص30.
[4] - نشست علمی رروشنفكری حوزوی – 21/2/85، دفتر جنبش نرم افزاری قم ، ص11.
[5] - دین پژوهی معاصر ، علی اكبر رشاد ، تهران : موسسه فرهنگ دانش و اندیشه معاصر ، ص81.
[6] - روشنفكری در گذراندیشه ها ، مقاله هادی خانیكی ، پژوهشگاه فرهنگ و معارف ، 1384،ص203.
[7] - مردم سالاری دینی ، پیشین ، ص67.
[8] - سایت دانش سیاسی اسلام ،مقاله علم سیاست از باز شناسی تا بازسازی .
[9] - دانایی و معضل دینداری ، محمد رضا اسدی ، تهران : اندیشه امروز ، 1383، ص256.
[10] - همایش علمی تهدید ها و فرصت های روشنفكری دینی –اصفهان ، دفتر جنبش نرم افزاری – 22/6/85
[11] - سوره نجم –آیه 39
[12] - منطور از روشنفكردینی مبتدی : روشنفكری است كه دارای حداقل ویژگی ها باشد وروشنفكردینی متجزی : روشنفكری است كه حداقل نیمی ازشاخص ها را دارا باشد و روشنفكردینی مجدد(جامع نگر) : روشنفكری است كه متصف به اكثریت ویژگی ها با شد.