تبلیغات
قلم و اندیشه ها - عرضه حدیث بر قرآن
عرضه حدیث بر قرآن


در متون حدیثی به روایاتی برخورد می كنیم كه پذیرش و یا رد روایات را منوه به عرضه آنها بر قرآن و سنت دانسته اند و ضابطه و معیار كلی را توافق یا مخالفت با قرآن و سنت شمرده اند علت اصلی این امر زیاد شدن نسبت كذب و افترا بر رسول خدا و ائمه است و به همین دلیل عرضه روایات بر قرآن و سنت به لحاظ علمی و عملی مورد توجه بزرگان امامیه. به جهت تثبیت صدور حدیث از معصوم و نه تصحیح كلام معصوم(ع) بوده است چرا كه تناقض و تنافر میان قرآن و كلام معصوم وجود ندارد.دیدگاه شیخ انصاری در روایات عرض در دو قسم!1. مخالف با قرآن 2. نداشتن شاهدی در قرآن و سنت بررسی شده است. روایاتی كه موافقت ظاهری با قرآن ندارند ولی مخالفت و تضادی نیز با قرآن و سنت ندارند از معیاركلی پذیرش و رد خارج و به عنوان استثنائات عرض شامل: روایات ناظر به قرآن،روایات غیر ناظر به قرآن روایات مخالف با ظاهر قرآن (تقیه، نسخ) بررسی شده اند.
با توجه به حجیت ظاهر قرآن اشكالات و شبه هایی در ارتباط با روایات عرض مطرح و پاسخ داده شده است.
كلید واژه: عرضه حدیث بر قرآن/ عرضه حدیث بر سنت/ پذیرش حدیث/ رد حدیث/ روایات عرض/ روایات عرض- نقد و بررسی.

تاملی در روایات عرض و ارتباط آن با حجیت ظواهر قرآن

در جوامع حدیثی گروهی از روایات برخورد می كنیم كه ما را به عرضه روایات به كتاب و سنت ملزم می نمایند. مضمون كلی این روایات آن است كه در صورت توافق احادیث با كتاب و سنت آنها را بپذیریم و در صورت مخالفت آنها را كنار نهیم. درواقع این روایات ضابطه كلی و معیار روشنی را پیشاروی اصحاب قرار داد تا به صحت و سقم روایات وارده پی ببرند.

سبب صدور و هدف از آن

حكمت وضع این معیار را می توان در كلام نبوی(ص) جستجو نمود. آنجا كه حضرت احساس می كند دروغ و افترا نسبت به حضرتش فزونی یافته و در این وضعیت می فرماید:
سیكذب علی كاذب كما كذب علی من كان قبلی. فما جاءكم عنی من حدیث وافق كتاب الله فهو حدیثی و ما خالف كتاب الله فلیس من حدیثی؛
دروغگو بر من دروغ خواهد بست، چنانكه قبل از من نیز چنین بود. پس آنچه را كه از جانب من به شما رسید، اگر موافق با كتاب خدا بود سخن من است و اگر مخالف با كتاب خدا بود مطمئناً سخن من نیست.(4: ص44)
امیرمومنان علی (ع) نیز می فرماید:
ولقد كذب علی رسول الله (ص) علی عهده حتی قام خطیباً فقال: «من كذب علی متعمداً فلیتبوا مقعده من النار»(6: خطبه 210)
آنقدرنسبت كذب و افتراء بر رسول خدا زیاد شده بود كه پیامبر ناچار شد این مساله را مورد تاكید و تصریح قرار دهد.
از این رو وضع این معیار و ضابطه ضروری به نظر می رسید .بخصوص آنكه بعد از رحلت نبی اكرم با گسترش قلمرو اسلامی از یك سو و پیدایش فرق باطله مانند غلات از سوی دیگر نیاز به این ضابطه مضاعف می شد بطوری كه ائمه(ع) این موضوع را به طورعملی و كاربردی مورد توجه قرار می دادند. به عنوان مثال وقتی شخصی به نام ابوقره روایاتی را مبنی بر امكان رویت خداوند نزد امام رضا (ع) نقل می كند حضرت با آیاتی چون «لا تدركه الابصار» (انعام(6)/103) و «یس كمثله شیء» (شوری(42)/11) سخن او را رد می كند.(17:ج1، ص95)
موضوع عرضه روایات بر قرآن و سنت از حیث علمی و عملی مورد توجه و اهتمام بزرگان امامیه همچون شیخ كلینی و شیخ طوسی نیز بوده است.
شیخ كلینی در مقدمه كتاب خود عرضه روایات بر قرآن را یكی از مهمترین ضوابط در مرجحات حدیثی ذكر كرده كه می تواند در ارزیابی صحت روایات نقش موثری ایفا نماید. وی همچنین دركتاب خود بابی تحت عنوان «الاخذ بالسنه و شواهد الكتاب» آورده و بخشی از روایات عرض را آنجا روایت كرده است.(17:ج1، ص69)
شیخ طوسی نیز روایات عرض را راهكاری مفید برای حجیت بخشی به اخبار آحاد دانسته و موافقت احادیث با قرآن را قرینه ای می داند كه موجبات عمل به احادیث را فراهم می كند.
اعلم ان الاخبارعلی ضربین: متواتر و غیر متواتر... و ما لیس بمواترعلی ضربین: فضرب منه یوجب العلم ایضاً و هو كل خبر تقترن الیه قرینه توجب العلم و ما یجری هذا المجری یجب ایضاً العمل به و هو لا حق بالقسم الاول. والقرائن اشیاء كثیره: منها: ان تكون مطابقه لادله العقل و مقتضاه،و منها: ان تكون مطابقه لظاهرالقرآن و... فان جمیع القرائن تخرج الخبر من حیز الاحاد،و تدخله فی باب المعلوم و توجب العمل به»(12:ج1، ص3)
عرضه روایات بر قرآن به جهت تثبیت صدور حدیث ازمعصوم(ع) می باشد نه برای تصحیح كلام معصوم چرا كه خداوند متعال كلام معصوم را نوعی وحی بیانی دانسته كه عاری از خطا و سهو می باشد و درباره رسول اكرم(ص) می فرماید: «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» (نجم (52)/3) امام رضا(ع) نیز در حدیث بلندی تاكید می فرماید كه پیامبر هرگز مخالف قرآن سخن نگفته و حرامی از آن را حلال و حلال آن را حرام نمی كند و در این راستا به آیه«ان اتبع الاما بوحی الیّ» استشهاد می نماید.(3: ج27، ص113، ح33354)
به عبارت دیگر،قلب معصوم(ع) ظرف مشیت واراده الهی است به طوری كه چیزی را اراده نمی كند مگرآنكه خداوند متعال آنرا اراده نماید. امام عصر(ع) می فرماید: «قلوبنا اوعیه لمشیه فاذا شاء شئنا» (18:ج52، ص51)
از این رو هدف از عرضه روایات بر قرآن ،آن است كه ما به صدور حدیث از معصوم اطمینان یابیم و اگر حدیثی را مخالف قرآن یافتیم حكم به عدم صدورآن از معصوم بنماییم. چرا كه تناقض و تنافر میان قرآن و قول معصوم وجود ندارد نه آنكه درمواردی احتمال سهو خطا و یا نسیان را بر ائمه جایز بدانیم و برخی كلام معصوم را هم سطح و هم تراز با آیات قرآن ارزیابی نموده و هیچگونه ترجیح و برتری بر آیات قرآن نسبت به قول قطعی صدور معصوم قائل نیستند،
زیرا با توجه به روایات ماثوره دلیلی برای برتری كلام الله صامت (قرآن) از كلام الله ناطق (امام معصوم) نمی بینند،بلكه هر دو را تجلی اراده باری تعالی می دانند.

اقسام روایات عرض:

روایات عرض را می توان به دو دسته كلی تقسیم نمود:
1-روایاتی كه ما را از پذیرش و عمل به احادیث مخالف و منافر با قرآن بازمی دارد مانند «ما خالف كتاب الله رد الی كتاب الله» (8: ج3، ص496)
یا«ان علی کل حق حقیقه و علی کل صوب نورا.فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه.»(17:ج1،ص69).
2-روایاتی كه ما را از پذیرش و عمل به احادیثی نهی می كند كه موافق با قرآن نباشد و یا شاهدی برای آن در قرآن یافت نشود مانند «ما اتاكم عنّا من حدیث لا یصدقه كتاب الله فهو باطل» (2: ج1، ص221؛ 14: ج1، ص9) یا «لا تقلبوا علینا حدیثاً الا ما وافق الكتاب والسنه او تجدون معه شاهداً من احادیثنا المتقدمه» (16: ج2، ص489)
گروه اول از روایات ما را از احادیثی باز می دارد كه تنها مخالف و مغایر با آیات كریمه باشند و نسبت به احادیثی كه مضمون آن در قرآن نیامده و یا شاهدی برای موافقت یافت نشود سكوت كرده است.
اما گروه دوم از روایات ،ما را ملزم به پذیرش روایاتی می كند كه تنها موافق با قرآن بوده و یا شواهدی از‌آن برای این موافقت گواهی دهند.
شیخ انصاری نیز در بحث روایات عرض این روایات را به دو گروه تقسیم می كند:
الف) ما دل علی طرح الخبر المخالف القرآن.
ب) ما دل علی طرح ما لا شاهد علیه من الكتاب و السنه.
دامنه پذیرش احادیث گروه اول را وسیع تر از گروه دوم می داند.(1: ج1، ص162)
شهید صدر نیز ضمن توسعه تقسیمات، آنها را به سه گروه تقسیم بندی نموده
است:
1-گروهی ازروایات كه صدور روایت مخالف كتاب را از معصوم منتفی می داند مانند:
«كل حدیث مردود الی الكتاب و السنه و كلی شیء لا یوافق الكتاب فهو زخرف»
2- گروهی از روایات كه شرط عمل به حدیث را موافقت با كتاب و كشف شاهدی برآن می دانند مانند:
«اذا ورد علیكم حدیث فوجدتم له شاهداً من كتاب الله او من قول رسول الله و الا فالذی جاءكم به اولی به»
3-گروهی از روایات كه حجیت هر حدیث مخالف كتاب را منتفی می داند مانند:
«ان علی كل حق حقیقه و علی كل صواب نوراً فما الكتاب فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه»
وی درادامه به مناقشه و تحلیل در موارد فوق پرداخته است.(7: ج7، ص315)
نویسنده مقاله ضمن آنكه روایات عرض را در دو گروه كلی ارزیابی می كند (غیر مخالف با قرآن- موافق با قرآن) بر این باور است كه روایات گروه دوم (موافقت با كتاب كشف شاهدی بر آن) نیز به روایات گروه اول (عدم مخالفت با كتاب) بر می گردد. به عبارت دیگر وقتی بیان می گردد فلان روایت باید موافق با قرآن باشد مراد آن است كه مخالفت با قرآن نداشته باشد چنانچه ما نیز گاهی درمحاورات خود از «عدم مخالفت» تعبیر می كنیم. یعنی وقتی می گوییم فلان عمل موافق با موازین شرع باشد مراد آن است كه مغایرت و مخالفتی با آن نداشته باشد و در این راستا به اموری كه اشاره ای به مخالفت آن نشده نیز عمل می كنیم مانند امور مباح كه ضمن موافقت با موازین شرعی مخالفتی با آن ندارد از این رو اگر ما بخواهیم ملاك موافقت ظاهری را درباره روایات ماثوره اعمال كنیم ناگزیرباید حجم زیادی از روایات را كنار نهیم،چرا كه آیه ای را موافق و موید آن روایات نمی یابیم.
قابل ذكر است كه در جوامع حدیثی، روایات فراوانی به چشم می خورد كه گر چه موافقت ظاهری با قرآن نداشته،اما مخالفت و تضادی نیز با قرآن ندارند و بطور كلی خارج از ضابطه ارزیابی و عرض می باشند. در یك تقسیم بندی می توان آنها را تحت عنوان «استثنائات روایات عرض» چنین برشمرد:
الف) راویات ناظر به قرآن
(غیر مخالف و غیر موافق) :
پیرامون قرآن (برون قرآنی)
موضوعاتی قرآن (درون قرآنی):
*روایات جری و تطبیق
*روایات تخصیص
*روایات تقیید
*روایات ناظر به بطن قرآن
*روایات مسكوت عنه
ب) روایات غیر ناظر به قرآن
(غیر مخالف و غیر موافق)
ج) روایت مخالف با قرآن:

روایات تقیه

روایت نسخ (در صورت قطعی الصدوربودن) حال به شرح هریك از موارد فوق می پردازیم:

الف)روایات ناظر به قرآن

پیرامون قرآن (برون قرآنی)

در این حوزه به روایاتی بر می خوریم كه در صورت عرضه آنها به قرآن كریم موضع قرآن را سكوت می یابیم.نه نمی توان شاهدی از قرآن برآن روایات یافت و نه می توان حكم به مخالفت آنها با آیات كرد.اگر بخواهیم روایات عرض را به معنای موافقت ظاهری بگیریم،در این صورت نباید به این گونه روایات عمل كرد روایات وارده در باب سورو آیات آغازین و پایانی، قرآات قرآنیه، كیفیت جمع آوری قرآن، كیفیت نزول آیات و بر پیامبر (ص)... را می توان از این قبیل دانست.
از این رو برای پی بردن به صحت این گونه روایات ،باید از قرائن دیگری استفاده نمود.

موضوعات قرآن (درون قرآنی)

1-روایات جری و تطبیق: آیات كریمه قرآن را می توان مانند چشمه ای زلال و پاك دانست كه در بستر تاریخ و زمان جاری بوده و همانند یك آب راكد و ثابت نیست.
یعنی مصادیق آیات شریفه را نمی توان تنها منحصربه یك برهه از تاریخ یا به یك امت و قوم دانست. امام باقر(ع) از شخصی به نام عبدالرحیم درمورد آیه «انما انت منذر لكل قوم هاد» كه پیامبر ذیل آن فرموده بود «منذر من وهادی علی است» ،می پرسد و می فرماید: امروز هادی كیست؟ عبدالرحیم پاسخ می دهد: امروز هادی شما هستید و این مقام به شما رسیده است. امام (ع) فرمود: «صدقت یا عبدالرحیم! ان القرآن حی لایموت و الآیه حیه لاتموت. فلو كانت الآیه اذا نزلت فی الاقوام ماتوا ماتت الآیه،اماتت القرآن. و لكن هی جاریه فی الباقین كما جرت فی الماضین... ان القرآن حی لایموت و انه یجری كما یجری اللیل و النهار و كما یجری الشمس و القمر و یجری علی آخرنا كما علی اوّلنا»(14: ج2، 203؛ 18: ج35،ص403)
علامه طباطبایی نیز براین باور است كه قرآن كریم ازحیث انطباق بر مصادیقش و بیان حالش قابل توسعه است وآیه تنها اختصاص به مورد نزولش ندارد بلكه در هر موردی می تواند جاری باشد... (10: ج3،ص78)
از این رو چه بسا ممكن است روایات ناظر به مورد و مصداقی باشد كه غیر از مصداق آیه شریفه باشد. دراین حالت نباید به علت عدم موافقت روایت با قرآن، روایت را كنار گذاشت ،بلكه باید قانون جری و تطبیق را مورد توجه قرار داد.
2.روایات تخصیص:در قرآن كریم عموماتی وحود دارد كه بوسیله روایات تخصیص خورده اند.بدون تردید روایات تخصیص موافقت ظاهری با قرآن را همراه خود نخواهند داشت.ازاین رو نباید به این دلیل آنها را كنار گذاشت به عنوان مثال آیه مباركه «والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء» (بقره (2)/228) شامل تمام زنان طلاق داده شده می شود. ولی در سنت آیه تخصیص خورده و تنها به زنانی اختصاص داده شده كه با آنان همبستری صورت گرفته باشد. و گرنه زنانی كه چنین نباشند، عده هم نخواهند داشت. (20: ج1، ص171)
3. روایات تقیید:این دسته از روایات نیز مانند روایات تخصیص فردی از افراد آیه را مورد نظر قرار می دهد و آیه را از حالت اطلاق بیرون می آورد. مانند آیه مباركه «ومن یقتل مومناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه واعدله له عذاباً عظیماً» كه حكم مطلق خلود در عذاب در آیه،برحسب روایات ماثوره، مخصوص موردی است كه توبه نكرده و مقتول را به علت ایمانش كشته باشد.(11: ج3، ص92)
4.روایات ناظر به بطن قرآن (تاویل):درجوامع حدیثی به احادیثی برخورد می كنیم، كه ناظر به بطن قرآن هستند. بدیهی است كه ضابطه روایات عرض در اینجا چندان كارآیی ندارد. زیرا معمولاً این روایات با ظاهر آیات قرآن موافقت ندارند.
فضیل بن یساراز امام باقر(ع) درباره روایت «ما من القرآن آیه الا و لها ظهر و بطن» سوال می كند و امام در پاسخ می فرماید: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله. منه ما قد مضی و منه ما لم یكن. یجری كما یجری الشمس و القمر...» (9: ص191)
به عنوان مثال معنای ظاهری آیه شریفه «قل ارایتم ان اصبح ماءكم غوراً فمن تاتیكم بماء معین» (ملك(67)/30) روشن است.درآن، خدای متعال نعمت حیاتی آب را به مردم گوشزد می كند و همگان را نتوجه رحمت و قدرت بیکران خود می سازد.اما امام باقر(ع) در ذیل این آیه بیانی دارد كه معانی باطنی و محتوای كلی آیه را روشن می سازد. امام می فرماید: «اگر امام و پیشوای خودتان را از دست بدهید و به او دسترسی نداشته باشید چه خواهید كرد؟» (15: ج2، ص727)
واضح است كه عرضه چنین روایاتی بر قرآن كریم نتیجه مطلوبی نخواهد داشت .البته عدم موافقت آنها با قرآن نباید سبب وانهادن آنها شود. بلكه برای پی بردن به صحت این گونه روایت باید به سراغ قرائن دیگر رفت.
5. روایات تفسیری مسكوت عنه: بخشی از روایات تفسیری خارج از ضابطه عرض و غیر قابل ارزیابی است .بطوری كه آیات قرآن كریم نه موافق با آنها است و نه مخالف. موضع قرآن كریم نسبت به این دسته از‌آیات نیز سكوت خواهد بود.
به عنوان مثال پیامبر(ص) مراد از استطاعت در آیه شریفه «ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً» (آل عمران(3)/97) را توشه راه و مركب سواری دانسته است.‌(5:ج4، ص218) ظاهر قرآن كریم پیرامون این گونه روایات تفسیری نمی تواند موضع نفی و تثبیت داشته باشد گر چه بخش دیگری از روایات تفسیری را می توان به علت مخالفت با آیات قرآن كنار گذاشت و ضابطه عرض درباره آنها قابل اجرا است.

ب) روایات غیرناظر به قرآن

در جوامع حدیثی روایاتی می بینیم كه ارتباط آنهابا آیات قرآن كریم محسوس و ملموس نیست و حداقل می توان ارتباط آنها را با قرآن غیر مستقیم ارزیابی نمود. بخشی از این روایات غیر مخالف و موافق با قرآن است ،كه خارج از بحث ما است اما بخشی غیر مخالف و غیر موافق با قرآن بوده و فراتر از ضابطه عرض می باشند و نمی توان عدم موافقت را حمل بر عدم صدور روایات ازمعصوم نمود. مانند روایت «ان الله دحا الارض من تحت الكعبه الی منی،ثم دحاها من منی الی عرفات ،ثم دحاها من عرفات الی منی.فالارض من عرفات و عرفات من منی و منی من الكعبه» (17:ج4، ص189)
و یا روایت «سید الطعام اللحم» (17: ج6،ص308) كه در صورت عرضه به آیات قرآن موافقتی را نمی توان یافت گر چه مخالفتی نیز مشاهده نمی شود.

ج)روایات مخالف با قرآن

باید توجه داشت كه در مواردی روایات مخالف با قرآن را نباید بطور كامل كنار نهاد و حكم به عدم صدور آن از معصوم نمود. بلكه ممكن است مشمول روایات تقیه و روایات نسخ باشند.
در اینگونه موارد نه تنها موافقتی با آیات قرآن مشاهده نمی گردد. بلكه مخالفت ظاهری روایات با قرآن محسوس و روشن است.
1. روایات تقیه: تقیه را سخن و عملی بر خلاف معتقدات درونی با هدف دفع ضرر جانی و مالی و... تعریف نموده اند. (22:ص49) و آیه شریفه «من كفر بالله من بعد ایمانه الا من اكراه و قلبه مطمئن بالایمان و لكن من شرح بالكفر صدراً فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم» (نحل(16)/106) را درباره جواز تقیه و در خصوص شكنجه و آزارعمار یاسر دانسته اند. با نزول این آیه خداوند تقیه عمار یاسر را- كه جهت حفظ جان خود كلمه كفر بر زبان جاری كرده بود-به رسمیت شناخت و رسول خدا در مقام تفقد از وی فرمود: «اگر كفار به سوی تو باز آمدند تو نیز هم عقیده آنان شو .خداوند در مورد تو آیه ای نازل كرده است و در آن به تو فرمان می دهد كه كفار به سوی تو آمدند تو نیز در ظاهر به سوی آنان رو و هم عقیده با آنان شو!» (19:ص226)
از این رو دربرخی موارد ممكن است روایتی را خلاف آیات قرآن و سنت نبوی بیابیم، چنان كه امام رضا (ع) به این مسئله اشاره نموده و فرموده است كه سخنان ما مطابق با كلام نبوی است ،مگر به علت خوف ضروری كه گاهی اوقات حادث می شود «لانا لا نرخص فیما لم یرخص فیه رسول الله و لا نامر بخلاف ما امر به رسول الله الا لعله خوف ضروره...» (3: ج27، ص113،ح33354)
شیخ طوسی در كتاب استبصار، روایت 187 از قول زراره آورده است: به ابوجعفر (امام باقر(ع)) گفتم: عده ای معتقدند كه گوش ها جزء صورت می باشد. اما پشت آن مربوط به سراست .امام پاسخ داد:اما در وضو گوش ها شستن و مسح كردن ندارند پس از آن در روایت 188 می نویسد: حسین بن سعید از یونس از علی بن رئاب نقل می كند كه او گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا دو گوش جزء سراست؟ فرمود:آری. گفتم: آیا هنگام مسح سر گوش را هم باید مسح كنم؟ امام فرمود: آری.
شیخ طوسی آنگاه متذكر می شود كه این خبر محمول بر تقیه است ،زیرا با مذهب و فتوای اهل سنت موافقت دارد. ضمناً مفاد حدیث با قرآن نیز در تعارض است.چنانكه این مطلب را كتاب تهذیب الاحكام بیان نموده ایم.(12:ج1، ص331)
بزرگانی چون آیه الله بروجردی به این باوربود كه فقه شیعه باید در كنار فقه اهل سنت مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد چرا كه فضای صدور روایات، غالباً فضای تقیه و ارعاب بود.
2. روایات نسخ: نسخ یعنی برداشته شدن حكم سابق- كه به ظاهر همیشگی بوده- بوسیله تشریع لاحق،بطوریكه امكان جمع بین دو حكم نبوده و تنافی بیان آنها روشن باشد.(21: ص412)
گر چه طبق قول مشهور اخبار آحاد نمی توانند به عنوان ناسخ آیات شریفه عمل نمایند،اما خبر متواتر و قطعی الصدور می تواند حكم قرآن را نسخ نماید.از این رو بطور قدر متیقن ،نسخ احكام آیات شریفه قرآن بوسیله آیات و روایات قطعی الصدور میسراست امیرمومنان علی(ع) یكی از روابط میان قرآن و حدیث را چنین برشمرده است: «بین مثبت فی الكتاب فرضه و معلوم فی السنه نسخه و واجب فی السنه اخذه و مرخص فی الكتاب تركه» (6:خطبه1) یعنی: چه بسا كه حكمی در قرآن ثابت شده اما در سنت نسخ آن حكم تصریح شده باشد. بنابراین روایات ناسخ،مخالف آیات منسوخ قرآن قلمداد می شوند و در صورت عرضه اینگونه روایات به قرآن ،ضابطه عرض حكم به كنارنهادن آنها می كند. اما یك محقق باید به این مسئله توجه وافر داشته باشد كه این روایت درمقام نسخ حكم فلان آیه بوده و عمل به روایت نه تنها جایز بلكه لازم و ضروری است.

ارتباط روایات عرض با حجیت ظواهر قرآن

دیدیم كه قاعده عرضه روایات بر قرآن كریم،قاعده ای فراگیر و مطلق برای پی بردن به صحت روایات نیست و در مواردی ظاهر قرآن كریم به تنهایی نمی تواند به عنوان ملاك و معیار تثبیت صدور حدیث ازمعصوم نقش ایفا نماید. اما طرح این قاعده از جانب معصومین یك نتیجه عمومی و پیامی فراگیر در بر دارد و آن امكان فهم ظاهر آیات قرآن و حجیت آنها برای عمل است. چرا كه اساساً عرضه روایات در قرآن زمانی معنا می یابد كه بتوان معانی و مفاهیم آیات را فهمید و سپس در مقام داوری و قضات برآمد و گرنه بدون فهم آیات چگونه می توان آن را معیار و شاخص قرار داد؟ در واقع موضع قرآن-حتی اگر مخالف روایات و یا مسكوت عنه هم باشد- باز هم دلالت بر حجیت ظواهر قرآن می كند.
در اینجا دو اشكال مطرح می شود:
اشكال اول: عرضه روایات بر قرآن در بحث تعارضات حدیثی است نه غیر آن.
در پاسخ گفته می شود كه بررسی روایات عرض در جوامع حدیثی حكایت ازآن دارد كه این ضابطه تنها درباره احادیث متعارض مطرح نشده است و غیر آن را نیز نیامده و هیچ دلالتی هم بر‌آن نیست. «مااتاكم عنا من حدیث لا یصدقه كتاب الله فهو باطل» (2: ج1، ص221؛ 14: ج1، ص9) این حدیث دلالت بر آن دارد كه هر حدیثی كه مخالف با قرآن باشد از معصوم صادر نشده و باطل است مثال دیگر آن كه عبدالله بن عمر همسر خود را كه حائض بود در یك مجلس سه طلاقه كرد. پیامبر(ص) عمل او را رد كرده و فرمود«ما خالف كتاب الله رد الی كتاب الله»(8:ج3،ص496)
از سوی دیگر تاملی در علت صدور این گونه احادیث اساساً اشكال وارده را رد می كند،چرا كه وقتی پیامبر(ص) دید كه كسانی درصدد دروغ و افترا برحضرت برآمده اند،معیار و ضابطه ای وضع نمود تا بدان وسیله بتوان حدیث صحیح از غیر صحیح را تشخیص داد و فرمود « سیكذب علی كاذب كما كذب علی من كان قبلی فما جاءكم عنی من حدیث وافق كتاب الله فهو حدیثی و ما خالف كتاب الله فلیس ما حدیثی» (4: ص24)
همانطور كه ملاحظه می گردد در این روایات اشاره ای به بحث تعارضات نشده است. علاوه برآن، به فرض پذیرش اشكال فوق بازهم خللی در بحث حجیت ظاهر قرآن پیش نمی آید،چرا كه در باب تعارضات نیز ما نیازمند آنیم كه آیات قرآن را فهمیده و به آن عمل كنیم.به عبارت دیگر برای آنكه دانسته شود كدام یك از دو روایت مخالف با قرآن است ناگزیر آیات را فهمید و سپس روایت مخالف با قرآن را كنار گذاشت.
نگارنده مقاله بر این باور است كه اساساً قاعده و ضابطه عرض معیاری برای تثبیت صدور حدیث ازمعصوم(ع) است. همانطور كه گذشت سبب صدور روایات عرض نیز دلالت برآن دارد كه شاخصی برای تشخیص روایت صحیح وضع شده باشد و طرح روایات عرض بعنوان مرجح در باب تعارضات موضوعی است كه بعد از عصر نبوی (ع)شكل گرفت و در واقع یكی از فروعات قاعده عرض است.بلكه تنها می توان گفت یكی از كاربردهای مهم قاعده عرض آن است كه به عنوان مرحج درباب تعارضات حدیثی نقش ایفا می كند. چنانچه این موضوع دركلام معصومین و مباحث علمای امامیه به چشم می خورد. (3: ج27، ص118؛ 13: ص326-327)
اشكال دوم: گفته می شود كه فهم روایات با شاخص قرآن و از سوی دیگر فهم قرآن با روایات مستلزم دور است و چنین چیزی امكان ندارد.پاسخ آنكه اساساً طرح این مساله اشتباه است چون در بخش اول كه گفته شده «فهم روایات با شاخص قرآن» ،كسی چنین چیزی ادعا نكرده بلكه قرآن كریم معیاری برای ارزیابی صحت روایات است و ارزیابی صحت روایات غیراز فهم و تفسیرآن است .علاوه براین در بحث ارزیابی روایات با قرآن نیز گذشت كه این ضابطه كلی و مطابق نیست.دربخش دوم هم كه آمده است «فهم قرآن با روایات» مناقشاتی چند وارد است:
1.بین معنای ظواهر آیات قرآن و تفسیر و تبیین آنها تفاوت است وروایات ،مبین آیات هستند نه آنكه درك و فهم معنای ظاهری آیات منوط به روایات باشد.
2. تنها روایات،مبین و مفسرآیات نیستند ،بلكه خود قرآن هم مفسر آیات خود است، چنانكه درنهج البلاغه درباره قرآن آمده «مفسراً مجمله و مبینا غوامضه» (6: خطبه 1)
از سوی دیگر ثابت شد موضع قرآن نسبت به روایات سه گونه است: 1-مخالف با قرآن 2- غیر مخالف با قرآن 3- مسكوت عنه. در تمامی موارد فوق امكان فهم و درك ظواهرآیات وجود دارد و اینكه ما به یكی از نتایج سه گانه می رسیم دلالت بر‌آن دارد كه ظواهر قرآن حجیت دارد از این رو اشكال فوق سالبه به انتفای موضوع است.
خاطرنشان می شود تامل درعلت صدور روایات عرض و كاربرد آن درباب تعارضات روشن می سازد كه فهم ظواهرآیات قرآن میسر بوده و از حجیت برخورداراست.

جمع بندی و نتیجه

1.احادیث عرض ،ازجمله احادیثی هستند كه در جوامع حدیثی شیعه و سنی آمده و مورد اتفاق علمای اسلام هستند.
2. مساله عرضه روایات بر قرآن، نخستین بار از جانب پیامبر(ص) مطرح گشته و علت آن افزایش كذابین و وضاعین حدیث در جامعه نبوی است .و هدف از‌آن ارزیابی و تشخیص روایات صحیح از سقیم بوده است ،بطوری كه بعدها دربحث مرحجات حدیثی در باب تعارضات نیز به كار گرفته شد.
3.آنچه در ضابطه عرض معیار است،مخالفت با ظاهر،نص و روح حاكم قرآن است بطوری كه به صورت تباین كلی باشد و عدم موافقت با قرآن را نمی توان دال بر عدم صدور دانست ،مانند روایت تخصیص،تقیید ،جری و تطبیق و موارد مسكوت عنه.
4.روایات نسخ و تقیه گرچه ممكن است مخالف با ظاهرآیات باشد، ولی الزاماً دلالت بر عدم صدور روایات نمی كند.
5. تامل درعلت صدور روایات عرض و كاربرد آن در باب تعارضات، موضوع حجیت ظواهر قرآن را روشن می سازد.
فهرست منابع
1. انصاری،مرتضی. فرائد الاصول. بیروت: دارالاعتصام.
2. برقی،احمد بن محمد. محاسن. تهران:دارالكتاب الاسلامیه، 1371ق.
3. حرعاملی، محمد بن حسن . وسائل الشیعه. قم: آل البیت، 1409ق.
4. حمیری، عبد الله بن جعفر. قرب الاسناد. تهران نینوی.
5. سیوطی، جلالدین. الاتقان.
6. شریف رضی. نهج البلاغه.
7. صدر،سید محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، قم: دائره معارف الفقه الاسلامی، 1417ق.
8. صدوق، محمد بن علی. من لایحضره الفقیه. قم: اسلامی، 1413ق.
9. صفار،محمد بن حسن. بصائر الدرجات. قم: مكتبه المرعشی، 1404ق.
10. طباطبایی، سید محمد حسین. المیزان. قم: اسلامی.
11. طبرسی،ابوعلی. مجمع البیان.بیروت: داراحیاء الترات العربی،1379ق.
12.طوسی،محمد بن حسن. الاستبصار.تهران: دارالكتب الاسلامیه،1390ق.
13. طوسی، محمد بن حسن. عده الاصول.
14. عیاشی،تفسیر. قم: علمیه، 1380ق.
15. فیض كاشانی، محسن. تفسیر صافی. تهران: اسلامیه.
16. كشی، ابو عمرو. اختیار معرفه الرجال.مشهد: دانشگاه مشهد، 1348ش.
17. كلینی، محمد بن یعقوب. كافی. تهران: دارالكتب الاسلامیه، 1365ش.
18. مجلسی، محمد باقر. بحارالانوار. تهران: اسلامیه.
19. معارف، مجید. پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه. تهران: ضریح، 1376ش.
20. معرفت، محمد هادی. تفسیر و مفسران. قم: التمهید، 1379ش.
21. ـــــــــ .تلخیص التمهید. قم:اسلامی.
22. مغنیه، محمد جواد. الشیعه و التشیع.بیروت: دارالجواد، 1409ق.
منبع:نشریه سفینه،شماره 23