تبلیغات
قلم و اندیشه ها - مكتب اعتدال و امت معتدل
مكتب اعتدال و امت معتدل


اعتدال در تشریع و تكوین

بررسی همه جانبه آموزه های الهی و گزاره های دینی در دین مبین اسلام به خوبی نشانگر این حقیقت است كه اسلام، نظام عالم را كه نظام اَحسن است به عنوان نظامی اعتدالی معرفی مینماید و انسان را در تمامی ابعاد و عرصه های زندگی، به تعادل و اعتدال، دعوت میكند و او را افراط و تفریط باز می دارد و بر این اساس میتوان گفت كه اسلام، مكتب اعتدال است.
توضیح آنكه: گاهی تاكید بر انتخاب حد میانه و وسط در یك مسئله جزئیِ فقهی، مانند آنجا كه قرآن كریم درباره كیفیت قرائت در نماز میفرماید: ولا تَجهَر بصلاتك و لاتُخافت بها و ابتغِ بین ذلك سبیلا ، و نماز را نه زیاد بلند و نه زیاد آهسته بخوان و در بین آن دو، راهی میانه برگزین). توجه ما را به خود جلب میكند.
و یا درباره انفاق میفرماید: و الذین اذا انفقوا لم یُسرفوا و لم یَقتروا و كان بین ذلك قواما ؛ و]بندگان شایسته خدا [كسانی هستند كه چون انفاق كنند نه به اسراف و زیاده روی میپردازند و نه سختگیری میكنند، بلكه در بین این دو، حالت میانه دارند.
همچنین میفرماید: و لاتجعل یدك مغوله إلی عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوماً محسوراً دستت را بر گردنت مبند ]یعنی بخیل نباش[ و بیش از حد نیز دست خود را مگشای ]و بریز و بپاشِ زیادی هم نكن[، كه مورد سرزنش قرارگیری و از كار فرو مانی.
یا در جای دیگر، مثلاً در مسئله ای اعتقادی و كلامی؛ مانند «اختیار انسان» و كیفیت صدور فعل از آدمی ، میبینیم كه اهل بیت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیان این حقیقت كه افعال صادر شده از انسان در عین انتساب به خود وی به خداوند نیز منتسب هستند، حق جویان را از افراط و تفریط جبریها و تفویضیها، رهایی بخشیده، آنان را به باوری اعتدالی در زمینه اختیار بشر فرا میخوانند و میفرمایند: لاجَبر و لاتفویض بَل الامر بین الامرین ؛ نه جبر و نه تفویض بلكه چیزی در میانه این دو.
و گاه مطلب، در افقی بالاتر قرار گرفته و نه تنها برخی فروع دین و یا حتی اصول دین، بلكه اساساً مسلمین و پیروان دین حق را به عنوان امتی میانه و میانه رو معرفی میكردند؛ آنچنان كه خداوند علیم در قرآن حكیم میفرماید: و كذلك جعلناكم امه وسطاً ؛ و همان گونه ]كه قبله شما را قبله ای معتدل و میانه تعیین كردیم[ شما را نیز امت میانه قرار دادیم.
و اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) كه كامل ترینِ مسلمانان و بلكه پیشوای مسلمانان هستند، در معرفی خود میفرمایند:
«نحن آل محمدٌ النَمَطُ الاَوسط ؛ ما خاندان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) ، گروهی میانه و معتدل هستیم».
این رهبران بزرگ اسلام، خطاب به پیروان خویش و پویندگان طریق حق و حقیقت نیز میفرمایند :
«یا مَعشر الشیعه آل محمدٍ، كونوا النُمرُقه الوِسطی یَرجع إلیكم الغالی و یلحق بكم التالی ؛ این شیعیان، پیروان آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گروه میانه و معتدل باشید، كه افراطگر به سوی شما بازگردد و تفریط كار به شما رسد».
در ادعیه ماثوره نیز علاوه بر احادیث متعدد، میبینیم كه همین تعبیر «النمرقهالوسطی» یا «النمرقه الاوسط» مطرحشده است:
«اللهم لاتجعلنا من الذین تقدَموا فَمَرقَوا و لا من الذین تاخروا فمُحِقوا واجعلنا من النُمْرِقَه الاوسط ؛ خداوندا ما را در زمره كسانی كه پیش افتادند - افراطكاران - و در نتیجه به بیراه ه رفتند و همچنین در زمره كسانی كه عقب ماندند - تفریط كاران - و در نتیجه دچار هلاكت گردیدند قرار مده و ما را از گروه میانه و معتدل قرار ده».
جالب آنكه، قرآن مجید حتی وقتی میخواهد جمع قلیلی از یهودیان و مسیحیان را از انحرافات و كج رویهایی كه اكثریت یهودیها و مسیحیها بدان دچار بودند استثناء كند و آن جمع قلیل را به عنوان جمعیتی با ایمان و درستكار معرفی نماید، آنان را با تعبیر امت معتدل و میانه رو و امتی پرهیزكننده از افراط و تفریط، توصیف میكند و میفرماید:
منهم امه مقتصده ؛ گروهی از آنان میانه رو و معتدل هستند.
همچنین قرآن عظیم، ظاهراً از لسان لقمان حكیم، خطاب به فرزندش و در واقع به عنوان سفارشی همیشگی و خطابی همگانی، بشر را در همه رفتارها و كردارها به میانه روی دعوت میكند و میفرماید: و اقصِد فی مَشْیِك ؛ در رفتار خویش میانه رو باشد.
اما با سیاحت افزونتر در سپهر نور گفته هایِ دینی میبینیم، كه این مطلب حتی از این سطح (دعوت، امر و تشریع) نیز فراتر رفته و اسلام، حُسن «تعادل» و «حد وسط» و دوری از افراط و تفریط را به عنوان یك اصل اساسی و فراگیر در تمامی عرصه های و امور؛ اعم از تشریع و تكوین معرفی میكند؛ آنچنان كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیانی عامی كه لسان آن - به اصطلاح علمی - آبیِ از تخصیص است ، میفرماید: «خیر الاموراوسطها ؛ بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنهاست.
و دیگر فرقی نمیكند كه این امر، یك امر تكوینی باشد یا یك امر تشریعی. طبعاً خداوند نیز كه به اقتضای فیض دائم و رحمت واسعه و لطف و كرم بیمانند خویش و با توجه به هدف آفرینش، همه انسانها را به راه راست و درست و به خیر و نیكی هدایت میكند و این هدایت (تكوینی و تشریعی) را هم بر خود لازم فرموده، در حقیقت، راه میانه و طریق اعتدال و راهی كه هیچ انحراف و گرایشی به سمت افراط و تفریط ندارد را به بندگان نشان می دهد و آنان را به چنین راهی رهنمون میگردد: «و علی الله قصد السبیل ؛ برخداست كه راه میانه را در اختیار بندگان بگذارد.
اینجاست كه به روشنیِ هر چه تمامتر در مییابیم كه مساله اعتدال نه تنها صرفاً یك توصیه ساده اخلاقی یا دستور عادی دینی آن هم در برخی موارد نیست و از این سطوح بالاتر است، بلكه متوجه میشویم كه میانه روی و اعتدال، یكی از ملامح عامه و خطوط برجسته جهانبینی توحیدی است كه بر همه شؤون و ساحت های حیات، سایه افكنده است و نه تنها تشریعاً، بلكه تكویناً نیز آفریدگار توانا و حكیم به مقتضای حكمت بالغه خویش، نظام هستی را بر پایه اعتدال و تعادل آفریده و براساس تناسب و توازن، استوار ساخته است و السماء رفعها و وضع المیزان انا كل شیءٍ خلقناه بقدر.

انسان كامل، انسان معتدل

از مطالب پیش گفته به روشنی آشكار میگردد كه شكل مطلوب عالم و آدم، حالت میانه، متعادل و متوازن آنها است و دین اسلام به عنوان تنها دین در نزد خدا ان الدین عندالله الاسلام (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و شریعت محمدی به عنوان آخرین شریعت از شرایع الهی كه اداره كننده بخش پایانی زندگی بشر است ما كان محمد ابا احدٍ من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبیین به دنبال رسیدن به انسان كامل؛
یعنی انسانی معتدل و متعادل ست؛ انسانی كه در تمامی ابعاد شخصیتی و حیاتی به كمال رسیده باشد؛ یعنی در همه این ابعاد دارای اعتدال باشد.
لذا میبینیم پیامبر عظیم الشان(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان معصوم ایشان(علیهم السلام) كه به عنوان شایستهترین عباد الرحمان، انسانهای كامل، بلكه كاملترین انسانها در میان تمامی ابنای بشر از طلوع هستی تا بیكرانه ابد میباشند و وزن و ارزش هر كمالی در وجود هر انسانی، بلكه هر مخلوقی به آنان سنجیده میشود و صراط مستقیم هدایت به سوی كمال مطلوب میباشند، خودشان مصادیق روشن و تجسم عینی اعتدال و تعادل هستند، همچنان كه خود آن بزرگواران هم ذوات قدسی خویش را با همین ویژگی توصیف فرموده اند و در همین نوشتار نیز به حدیثی درباره اعتدال اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اشاره شد.
كما اینكه درباره شخص پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، همو كه هستی نوری اش «اول ما خلق الله است و حقیقت وجودی اش، مجلای اسماء و صفات باری و مجرای جریان مشیت الهی و واسطه سریان فیض و رحمت تكوینی و تشریعی حق تعالی به تمام عوالم وجود و كائنات میباشد، فرموده اند: «و سیرتُهُ القَصدُ ؛ سیره و روش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ، میانه روی و اعتدال است.
ایشان نه تنها خود شخصیتی اعتدالی است، بلكه همگان را هم به اعتدال فرا میخواند: «و امر بالقصْد ؛ ]امیر المؤمنین علی(علیه السلام) درباره پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:[ به میانه روی و اعتدال فرمان داد.
و سرانجام آنكه، چون انسان اشرف مخلوقات از حیث نوع است و از حیث شخص، فرد كامل آن؛ یعنی انسان كامل میباشد، از این رو انسانهایی به اعتدال تام و كامل رسیده اند كه در حقیقت باید گفت به مقام قدس انسان كامل بار یافته اند و شریفترین آفریده ها در میان تمامی آفریدگان جهانها و جهانیان نیز هستند طوبی لهم و حُسن مَآب.

وجه تسمیه اسلام به مكتب اعتدال

اگر از یك سو مكتب را شامل مجموعه تعالیمی درباره «هستها و نیستها» و «بایدها و نبایدها» بدانیم و از سوی دیگر ببینیم كه اسلام نیز دارای مجموعه كاملی از چنین تعالیمی است؛ پس باید بگوییم كه اسلام، یك مكتب كامل و تمام عیار است. و آنگاه كه اسلام را با توجه به دعوت همه جانبه آن به میانه روی و اعتدال، مورد نظر قرار دهیم، میتوانیم نام «مكتب اعتدال» را بر آن بنهیم.
بنابراین، نامگذاری اسلام بدین نام، در واقع، توجه دادن اذهان به این جنبه از جنبه های گوناگون اسلام است، كه البته این جنبه - با استشهاد به شواهد فراوان، فراچنگ آمده از بازكاوی نصوص دینی است كه درصدر این مقاله، به پاره اندكی از آنها اشاره كردیم - از گستردهترین و برجستهترین جنبه ها و ابعاد در دین و آیین الهی میباشد.

اسلام و اتهام افراط و تفریط

پس از مطالعه آموزه های مختلف اسلامی در زمینه های گوناگون و مشاهده فراگیری شگفت آوری كه میانه روی و اعتدال و تاكید بر آن و دعوت به سوی آن در این دین دارد، این پرسش و اشكال به صورت جدیتری برای انسان مطرح میشود، كه چرا عده ای در این زمان (طرفداران لیبرال دموكراسی غربی و آمریكایی) اسلامگرایی را باعث و حتی معادل افراطیگری در باورها، رفتارها و حركتها می دانند و از آن طرف عده ای دیگر (چپها و طرفداران كمونیسم) در چند ده ه پیش، اسلام و پیروی از آن را ضد عملگرایی و موجب خمودی و عدم تحرك و مخالف هر نوع دگرگونی سیاسی - اجتماعی معرفی میكردند؟ آیا گروه نخست، اهل تفریط و گروه دوم اهل افراط نیستند، كه اعتدال اسلامی را برنمیتابند و لذا به آن حمله میكنند؟
و آیا متهم نمودن اسلام به گرایش به سمت افراط و تفریط از سرِ «اسلامشناسی» و یا حتی غرض ورزیهای خاص صورت نمیگیرد؟
البته انصاف حكم میكند كه به این حقیقت نیز اذعان كنیم كه شوربختانه دسته ای از دیدگاه ها یا رفتارهای تندروانه و ضد اسلامی كه به نام اسلامگرایی و به وسیله برخی افراد و گروه های دور افتاده از جاده حق و انصاف، بروز و ظهور مییابد نیز، در مشوه نمودن طلعت اسلام و به نمایش گذاشتن سحنه و چهره ای غیراعتدالی و یا ضداعتدالی از اسلام در نزد افكار عمومی جهانیان، بی تاثیر نبوده است.
اما پرسش اساسی این است كه آیا میتوان به همین راحتی نسبت به این واقعیت كه بسیاری از این جماعات، حركات و نظرات غیراعتدالی، به طور مستقیم و یا با واسطه و وسائطی، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام برای ترسیم تصویری ناصواب از اسلام و مسلمانی در اذهان خلایق در پهنه گیتی هستند ، تغافل نمود؟

حتی با این فرض كه شِرذِمه و گروه قلیلی هم در میان اینها پیدا شوند كه بدون تاثیرپذیری، سازماندهی و یا حمایتهای مادی و معنوی اسلامستیزان، و تنها منبعث از كج اندیشیها و كج فهمیهای خویش، در پی اسلامی نامعتدل باشند، اما آیا بازهم میتوان باور یا عمل عده ای خاص را به جمیع مسلمین تسری داد؟ و مهمتر آنكه آیا میتوان پاره ای امور این چنینی را نه تنها به تمامی اهل قبله، بلكه به خود اسلام عزیز تعمیم داد؛ آن هم با وجود این همه نصوص و متون اسلامی كه سیمای اعتدالی عروس حضرت اسلام را نقاب و بُرقع از چهره برگرفته، در پیش دیدگان همه حق جویان جهان، جلوهگر میسازد؟!

كاركردهای درون دینی و برون دینی

نكته حائز اهمیت این است كه نگاه به اسلام از زاویه اندیشه و مكتب اعتدال و توجه به افراطگریزی و تفریطستیزی در این دین، نه تنها كاركرد دفاعی از اسلام دارد و میتوان این گونه شبهات و اشكالاتی كه در حوزه، نظر و عمل به وسیله دو گفتمان پیش گفته، نسبت به اسلام، طرح میشود را پاسخ دهد، بلكه از آن هم مهمتر، كاركرد درون دینی این اندیشه است؛ زیرا از جمله ثمرات این بحث و از جمله میوه های نیل به این حصیله گرانسنگ كه روح كلی اعتدال در تمامی معارف و آموزه های دینی، ساری و جاری است و انسان و زندگی او تنها در حالتی متعادل، مطلوب پروردگار عالم میباشد، این است كه هر جا بیان موردی و خاصی از جانب دین وجود نداشت، حكومت این روح كلی، لحاظ میگردد و نظر و روشی توام با اعتدال در آن مورد اتخاذ میشود.

تولید علم، طراحی نقشه فرهنگی و ترسیم الگوی توسعه

با این فرض بنیادین، كه اصل اعتدال یكی از اركان اساسی و عناصر زیربنایی در اندیشه اسلامی است، بدون تردید نمیتوان در زمینه نظریه پردازی، نظامسازی و تولید علوم مختلف؛ مانند اخلاق، عرفان، فلسفه، حقوق، اقتصاد، علوم تربیتی، روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت، علوم سیاسی و... و همچنین در طراحی نقشه جامع علمی و فرهنگی و نیز در برنامه ریزی كلان اجتماعی و ترسیم الگوی توسعه و پیشرفت متوازن، متعادل و همه جانبه و تبیین رویكرد آن از منظر اسلام، این اصل را در كانون توجه قرار نداد.
البته بر اهل فن پوشیده نیست كه یافتن دیدگاه رهیافت، راهكار و راهبرد صحیح كه نه سر از افراط درآورد و نه به تفریط بینجامد، افزون بر شناخت دقیق موضوعات و مسائل و شناخت حد افراط و تفریط آنها، به تفقه و اجتهادی قوی و همه سو نگر نیاز دارد، كه با احاطه بر دانشها و بینشهای دینی در تمامی زمینه ها - و نه فقط فقه مصطلح، آن هم با دید غیر اجتماعی و مضیق - و با كشف نوع نگرش دین به مسائل گوناگون، طریق وسط كه همان راه درست است را انتخاب نماید. و در همین راستا و در صورت لزوم حتی به كوشش و تلاش در اجتهاد و تولید یا بازتولید روشها و روششناسیهای مناسب و متناسب، اقدام كند.
اگر چه انجام كاری بدین سترگی و با این ژرفا و گستردگی، بسیار دور و دشوار به نظر می رسد، اما قطعاً دینشناسان و عالمان دینی كه مرجع و پناهگاه مردم در دوران غیب ولی الله الاعظم(عج) هستند ، اگر از این منظر به اسلام بنگرند، میتوانند با تكیه براصول و مبانی متخذ از دین و با استفاده از سازوكارها، متدها و روشهای شرعی (نقلی و عقلی) و كارآمد تا حدود زیادی به این مهم نائل آمده و بسیاری از مشكلات و بحرانهای پیش روی بشر را در زندگی فردی و جمعی، مرتفع سازند.
توجه به اعتدال به عنوان یكی از خطوط اصلی در تفكر و عمل اسلامی، منجر به كشف نظر درست و دقیق دین در عرصه های مختلف میشود. و در واقع اندیشه اعتدالی دین یكی از آموزه های كلی دین است كه بر موارد بیشماری، قابل تطبیق میباشد و پاسخگوی نیاز انسان به دانستن نظر و راه حل اسلام در زمینه مسائل و چالشهای گوناگون زندگی انفرادی و اجتماعی میباشد. البته همان گونه كه پیش از این نیز اشاره شد، موضوعشناسی و تعیین حد افراط و تفریط و حد تعادل هر موضوع، كار جداگانه ای است كه باید نسبت به آحاد موضوعات به صورت علی حده به انجام رسد.

واكاوی انتقادی آرای منسوب به دین

اگر با پرهیز از هرگونه افراط و تفریط به جایگاه اعتدال در دین اسلام نظر كنیم، خواهیم دید كه میانه روی و اعتدال، نقش بسیار ویژه و مؤثری در ترسیم تصویر صحیحی از اسلام به عهده دارد و جایگاه استراتژیك و غیر قابل اغماضی در چهره ای كه باید از این دین در اختیار داشته باشیم و به جهانیان ارائه كنیم را دار است.
از این رو علاوه بر نقش راهبردیِ اندیشه اعتدال در نظریهپردازی و تولید علم و در مهندسی توسعه متعالی و متعادل و طراحی فرهنگی برای جامعه بر مبنای نظرگاه توحیدی و نیز پاسخگویی به پرسشها و نیازهای نو پیدا، كه به آنها اشاره كردیم، بازخوانی متون و نصوص دینی با عنایت به اصل اعتدال، بازبینی و تجدید نظر در پاره ای از بینشها، گرایشها، اندیشه ها، آراء و نظریه های افراطی یا تفریطی كه به پندار برخی منشا دینی دارد را به ضرورتی پرهیزناپذیر بدل میكند؛ زیرا لحاظ این حقیقت كه اسلام به عنوان مكتب اعتدال، هیچگاه انسان را به اتخاذ رویكردها و اقدام به رفتارهای افراطی و تفریطی فرا نمیخواند، ما را به این نتیجه می رساند كه این نظریه ها، ریشه در آموزه های دینی نداشته، بلكه مخالف دین اند.
گذشته از مواردی كه نیازمند تامل و تجدیدنظر هستند، تمامی باورها، ارزشها و بایدها و نبایدهایی كه به صراحت در منابع نقلی معتبر آمده، یا به دلیل قطعی عقلی ثابت شده است و اكثر عقاید و بایسته ها و شایسته هایی كه بدان آشكاری نبوده، اما اسلامشناسان واقعی با زحمات طاقتفرسا و با بهرهگیری دقیق از منطق فهم دین و اجتهادی اصولی و مورد تایید قرآن و عترت(علیه السلام) به كشف آنها نائل آمده اند، كاملاً با اصل میانه روی و خط اعتدال، هماهنگی و همخوانی دارد.
گرچه ممكن است براساس برخی دیدگاه های سطحی و غیرمنطقی و بر مبنای بعضی معیارها و ملاكهای ناصواب، به طور مثال پاره ای از احكام شرعی كه چه بسا از ضروریات اسلام هم به شمار می روند، اعتدالی به نظر نرسند، اما همینها هم اگر با نگاهی جامع و كلاننگر مورد ارزیابی قرار گیرند و به درستی تبیین شده، وجهشان بازنمایی گردد، اعتدالی بودنشان چون خورشید فروزان در میانه روز، آشكار میشود.

تمدن ناب اسلامی

از آنجا كه اسلام را مكتب اعتدال می دانیم، باید بپذیریم كه در طول تاریخ، هرگاه مسلمانان از خط میانه و متعادل، خارج شدند، دچار اسراف، افراط و یا كوتاهی و تفریط شده، در واقع از صراط مستقیم و راه درست بازمانده و به بیراه ه رفته اند كه در این صورت سعادت اخروی و عظمت دنیوی خویش را به مخاطره انداخته اند.
از این منظر، بیداری اسلامی بازگشت به اسلام راستین و اصولگرایی اسلامی ، چیزی نیست، مگر رسیدن به اعتدال اسلمی و ارتقاء به جایگاه امت میانه كه نتیجه آن برپاداشت تمدن اصیل و حقیقی اسلامی خواهد بود. تمدنی كه عنصر میانه روی و دوری از افراط و تفریط در حوزه نظر و عمل، نه تنها یكی از عناصر محوری در حدوث و قوام آن است، بلكه یكی از اركان مهم در بقا و دوام آن نیز میباشد.
و اعتدال به عنوان عنصر تمدنساز استراتژیك در تمامی سطوح و لایه های تمدن كامل اسلامی از رویكردها، زیرساختها، مبانی، شاخصها، مدلها و عوامل تا مظاهر، روبناها، آثار، نتایج و فراورده های نرم افزاری و سخت افزاری آن بروز و ظهور دارد.
منبع: دوهفته نامه پگاه حوزه، ش257