تبلیغات
قلم و اندیشه ها
عدل الهى


عدل الهى یكى از مباحث مهم در اسلام است. در این مقاله عدل در خلقت و عدل در قانونگذارى (تشریع) و رابطه عدل با حسن و قبح عقلى مورد بحث قرار گرفته است.
یكى از مسائلى كه درعلم كلام مورد بحث واقع شد مساله عدل الهى بود، كه آیا خداوند عادل است یا نه؟ این مساله خیلى اهمیت پیدا كرد و شاخه ها و متفرعات زیاد پیداكرد، دامنه اش قهرا به مساله اصل عدالت اجتماعى كه مورد بحث ماست نیز كشیده شد. این مساله از مساله حادث بودن و قدیم بودن كلام الله هم با آنكه آن مساله فتنه ها بپا كرد و خونها برایش ریخته شد بیشتر اهمیت پیدا كرد به طورى كه به واسطه نفى و اثبات در این مساله - یعنى مساله عدل - متكلمین دو نحله شدند: عدلیه و غیر عدلیه. عدلیه یعنى طرفداران اصل عدل الهى، و غیر عدلیه یعنى منكرین اصل عدل الهى.


خداشناسى


پیش از ورود در بحث خداشناسى، خوب است به چند نكته توجه كنیم:
1. معرفت و شناخت یك موجود به دو صورت تحقق مى یابد: یكى شناخت شخصى; و دیگرى شناخت كلّى. شناخت شخصى در مورد محسوسات به وسیله حواس و در شكل ادراك حسّى، حاصل مى شود و در غیر محسوسات تنها به صورت علم حضورى و شهودى، امكان پذیر است. ولى شناخت كلّى نسبت به همه موجودات به وسیله مفاهیم عقلى، حاصل مى شود و این شناخت در حقیقت، متعلق به ماهیات و عنوانهاى كلیّه موجودات است و بالعرض به افراد و اشخاص، نسبت داده مى شود.
مثلاً آگاهى انسان از خودش; (=مَنِ درك كننده) و از نیروهاى درونى و افعال و انفعالات نفسانى مانند:اراده و محبّت خودش، شناختى است شخصى و حضورى;


اقسام علوم حدیث


هریك از این چهار دانش، اگرچه در موضوع (یعنی بحث از حالات و صفات رجال دین) اشتراك دارند، لیكن پرواضح است كه جهت و زاویه بحث در هریك، با دیگری تفاوت دارد. از این رو، نقش و تأثیر هركدام در علوم حدیث، نیز متفاوت خواهدبود. یادآوری این نكته لازم است كه در نوشته های مربوط به علوم حدیث، از مباحث فهرست شناسی و مشیخه شناسی راویان حدیث با عنوان علمی مستقل یادنشده، ولی با توجه به اینكه هم از نظر غرض و هم از نظر موضوع با دیگر علوم تفاوت دارند، می توان آنها را دانشهایی مستقل به شمار آورد.

نظر اهل سنّت در اقسام علوم حدیث :جهت روشنتر شدن تفاوت دانشهایی كه با علوم حدیث ارتباط دارند، لازم است نظرات اهل سنّت نیز مورد دقت قرارگیرد؛ بویژه كه تقسیم آنها از علوم حدیث با تقسیم ما تفاوت دارد.



قبض روح در دیدگاه اسلامی


از آیات و روایات فراوانی برمی آید كه خدا یا ملك الموت و یا فرشتگان الهی هنگام مرگ، روح انسان را قبض می كنند. در بعضی از آیات می خوانیم:
الله یتوفی الأنفس حین موتها؛ (1) خداوند است كه هنگام مردن، جان ها را به طور كامل می گیرد.و برخی آیات حاكی از آن هستند كه فرشته ی مرگ نفوس و ارواح را می ستاند:
«قل یتوفاكم ملك الموت الذی وكل بكم؛(2) بگو فرشته ی مرگ كه بر شما گمارده شده ( نفس و روح) شما را به طور كامل اخذ می كند.
و آیاتی دیگر هم توفی و اخذ كامل ارواح را به فرستادگان (فرشتگان) الهی منتسب می كند:
الذین تتوفاهم الملائكه؛(3) همانا كسانی كه فرشتگان (روح) آن ها را به طور كامل اخذ می كنند.


نو اندیشی، جوهره تفكر دینی


مؤلفه های نوآوری و شكوفایی در آیات و روایات

نوآوری به معنی ابتكار، ابداع و در مواردی نیز به معنی بدعت گذاری است. نوآوری ریشه در ادراك دارد و در اثر دیدن اشیا و پدیده ها از زاویه های نو و گاهی نیز محصول خلاقیت در انسان است؛ و از این رو پیوند عمیق و ارتباط وثیقی با خلاقیت دارد. نواندیشی وصفی برای فرد یا جامعه ای است كه دارای اندیشه های نوین است. شكوفایی نیز از شكفتن، بازشدن غنچه، پدیدار شدن و آشكار شدن است. شكوفایی نیز نوعی خلاقیت است. نوآوری همچون «دانش» و شكوفایی همچون «فناوری» است؛ یعنی شكوفایی، كاربرد نوآوری و به صحنه زندگی كشاندن آن است. صرف نظر از تعاریف اصطلاحی كه برای این دو واژه در علوم مختلف بویژه مدیریت وجود دارد، در آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) نسبت به این مفهوم، خصوصیات و ویژگیها، ریشه ها و عوامل، آثار و نتایج، ضرورتها و الزامها و مصادیق و نمونه های آن، تصریحات و اشارات فراوانی وجود دارد.


ژرفایی قرآن


از زمان نزول قرآن تا به امروز سالیان زیادی سپری شده، اما قرآن هنوز تازه و بكر است .گذر زمان نه تنها نتوانسته غبار كهنگی بر آن بنشاند بلكه جذابتر و دلرباترش نموده و این خود بیانگر آسمانی بودن آن است . قرآن قلمروی گسترده و عمیق دارد و نهایت ژرفای آن را كسی غیر از پیامبران و امامان معصوم (علیه السلام)نیافته است.
در تمام دوره هایی كه قرآن مورد دقت و پژوهش قرار گرفته است تفسیر كنندگان آن تلاش نموده اند بر اساس میزان فهم و شناختشان حقایق آن را آشكار كنند و هیچ مفسری ادعا ندارد كه توانسته همه حقایق آن را دریابد و به دیگران نشان دهد. و اگر اندیشمندی پیرامون سوره ها و آیه ها مطلبی را نوشته قصد تكرار گفته های دیگران را نداشته بلكه او نسبت به زمانه ای كه در آن می زیسته گوهر هایی را از اقیانوس این كتاب پیدا كرده و خواسته به دیگران نشان دهد.


مكتب اعتدال و امت معتدل


اعتدال در تشریع و تكوین

بررسی همه جانبه آموزه های الهی و گزاره های دینی در دین مبین اسلام به خوبی نشانگر این حقیقت است كه اسلام، نظام عالم را كه نظام اَحسن است به عنوان نظامی اعتدالی معرفی مینماید و انسان را در تمامی ابعاد و عرصه های زندگی، به تعادل و اعتدال، دعوت میكند و او را افراط و تفریط باز می دارد و بر این اساس میتوان گفت كه اسلام، مكتب اعتدال است.
توضیح آنكه: گاهی تاكید بر انتخاب حد میانه و وسط در یك مسئله جزئیِ فقهی، مانند آنجا كه قرآن كریم درباره كیفیت قرائت در نماز میفرماید: ولا تَجهَر بصلاتك و لاتُخافت بها و ابتغِ بین ذلك سبیلا ، و نماز را نه زیاد بلند و نه زیاد آهسته بخوان و در بین آن دو، راهی میانه برگزین). توجه ما را به خود جلب میكند.


عوامل تأثیرگذار در تبلیغ دین


همواره انبیاء و اولیاء كه حاملان اوامر و نواهی خدای سبحان و سفیران هدایت بشر به خیر و صلاح بوده اند از گذرگاه (تبلیغ) به تعلیم كتاب و حكمت و پرورش جانها پرداخته اند؛ تا آنجا كه خداوند سمت تبلیغ را به عنوان رسالت الهی و مایه خشیت و تواضع مبلغان در برابر آستان ربوبی دانسته است.
اكنون این وصف ممتاز به علماء كه وارثان حقیقی انبیاء هستند سپرده شده تا از شاهراه «تبلیغ» مخاطبان خویش را به بلوغ عملی و انسانی رهنمون باشند.
دراین مقاله مواعظ و نصایح «معلم حكیم و علامه ذوالفنون آیت الله جوادی آملی (دام ظله)» در كالبد شكافی تبلیغ و راههای صحیح آن راه گشا خواهد بود كه با هم آن را از نظر می گذرانیم.


تناسخ گرایان


همه غالیان ــ به رغم اختلافشان درباره زعمایشان و با همه اختلاف هاى اساسى در دین و مذهب، اعم از مسلمان، مسیحى، یهودى و مجوسى ــ در پذیرش تناسخ اتفاق نظر دارند. از فلاسفه و ثنویان نیز دسته اى مى گویند: نسخ ارواح پس از مرگ، در قالب چهار گروهِ نسوخ، مسوخ، فسوخ و رسوخ صورت مى گیرد.
نسوخ به روح هایى مى گویند كه در اجساد انسان ها جاى مى گیرند و از بدن فردى به بدن فرد دیگرى منتقل مى شوند و این همان نسخ است.مسوخْ روح هایى از آدمیان اند كه پس از مرگ، به چهارپایان، درندگان و پرندگان منتقل مى شوند و این را مسخ مى نامند.فسوخْ روح هایى از آدمیان اند كه پس از مرگ، در جنبندگان خشكى و آب مانند عقرب، مار، سوسك، كرم، خرچنگ و لاك پشت حلول مى كنند و این همان فسخ است.


فلسفه آفرینش شیطان چیست ؟


نویسنده:محمد باقر پور امینی

«و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه »:
و( یاد کن ) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم ،آدم را سجده کنید. پس (همه)- جز ابلیس- سجده کردند، که از (گروه) جن بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید»
شیطان برای بندگی خدا آفریده شده نه برای گمراهی و شیطنت و وسوسه گری ، او مانند تمام جنیان و همچونم انسان (نه چون فرشتگان) موجودی صاحب اراده و اختیار بود وتوان سرپیچی از فرمان خداوند را داشت ، که با این نافرمانی از جایگاه والای خود رانده شده و به بدبختی افتاد، او خود شیطنت را برگزید و خواست که شیطان باشد و به مکر و حیله انسان پردازد .
من حسودم ، ازحسد کردم چنین
من عدوم ، کارمن مکرست و کین .


پیامبر اکرم (ص) نماد اخلاق


هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود ، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام ، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود .
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است. در عظمت پیامبر اسلام همین بس که خداوند متعال در قرآن آن حضرت را با « یا ایها الرسول » و « یا ایها النبى » مورد خطاب قرار داده و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرفى می کند ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حق داراى اخلاقى کامل و جامع تمام فضایل و کمالات انسانى است.


ضرورت معاد


1ـ برهان حكمت

براساس اینكه خداوند حكیم است آفرینش الهى بیهوده و بى هدف نیست بلكه محبت به خیر و كمال كه عین ذات الهى است بالاصاله به خود ذات و بالتبع به آثار آن كه داراى مراتبى از خیر و كمال هستند تعلق گرفته, و از این رو, جهان را به گونه اى آفریده است كه بیشترین خیر و كمال ممكن, بر آن مترتب شود و بدین ترتیب صفت حكمت اقتضا ـ مى كند كه خداوند مخلوقات را به غایت و كمال لایق به خودشان برساند ولى از آنجا كه جهان مادیت, دار تزاحمات است و خیرات و كمالات موجودات مادى با یكدیگر تعارض پیدا مى كند مقتضاى تدبیر حكیمانه الهى این است كه به صورتى آنها را تنظیم كند كه مجموعاً خیرات و كمالات بیشترى بر آنها مترتب شود, و به دیگر سخن: جهان, داراى نظام احسن باشد.


حضور شیطان در هنگام احتضار


از جمله کسانی که هنگام مرگ نزد محتضر حاضر می شود، شیطان است. او برای گرفتن و فریفتن ایمان مؤمن حضور می یابد. در روایتی صفوان بن مهران از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: هنگامی که مرگ یکی از دوستان ما فرارسد، شیطان از جانب راست و چپ او می آید (و او را احاطه می کند) تا از ایمان و اعتقادی که دارد، بازش دارد (و نگذارد با ایمان از دنیا برود) ولی خداوند مانع او می شود و به همین دلیل می فرماید:یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره؛ (1)خداوند مؤمنان را با گفتار ثابت و استوار (عقیده صحیح و محکم) در حیات دنیا و آخرت پا برجا و ثابت می دارد.از روایت دیگری استفاده می شود که وقتی ابلیس ملک الموت همراه با پانصد فرشته از فرشتگان را می بنید که با کیفیت خاصی برای قبض روح مؤمنی می آیند، دست بر سر گذاشته و فریاد می کشد.


دحو الأرض در فرهنگ دینی


نویسنده: حسن نجفی

معنای لغوی :

در مجمع البحرین آمده است که : قوله تعالى: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها [79/ 30]
أی بسطها، من" دحوت الشی‏ء دحوا" بسطته. و درحدیث است " یوم دحو الأرض"
أی بسطها من تحت الكعبة، و هو الیوم الخامس و العشرون من ذی القعدة. و فیه:
" خرج علینا أبو الحسن یعنی الرضا (علیه السّلام) بمرو فی یوم خمسة و عشرین من ذی القعدة، فقال: صوموا، فإنی أصبحت صائما، قلنا: جعلنا الله فداك أی یوم هو؟ قال: یوم نشرت فیه الرحمة و دحیت فیه الأرض" « التهذیب ج 1 ص 306»
قال بعض شراح الحدیث: فیه إشكال، و هو أن المراد من الیوم دوران الشمس فی فلكها دورة واحدة، و قد دلت الآیات على أن خلق السماوات و الأرض و ما بینهما فی ستة أیام، فكیف تتحقق الأشهر فی تلك المدة؟ ثم قال: و أجیب بأن فی بعض الآیات دلالة على أن الدحو متأخر.(مجمع البحرین، ج‏1، ص: 135)


شفاعت حق کیست؟


حجت الاسلام والمسلمین سید محمد باقرعلوی تهرانی در پاسخ به این سؤال که"چه کارهایی باعث می شود،شفاعت شامل حالمان شود؟"مباحث زیر مطرح می گردد؛
1-ایمان؛
قال رسول الله:«لا شفعن یوم القیامه لمن کان فی قلبه جناح بعوضه ایمان»{کنزل الآمال / 39043}،"اگر کسی به اندازه بال پشه ای درقلبش ایمان وجود داشته باشد من حتماً او را شفاعت خواهم کرد،"اگرچه به اندازه بال پشه ای ایمان داشته باشد.بنابراین اگر ایمان داشته باشیم شفاعت قطعاً شامل حال ما می شود.ممکن است این سوال در ذهنتان ایجاد شود که؛ما که عمل انجام می دهیم و ایمان هم داریم وقتی هم که ایمان داشتیم به بهشت می رویم و دیگر احتیاجی به شفاعت نداریم.


اعتقادات شیعه


حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله فرمود:
روزی به محضر سید و مولایم، امام علی هادی علیه السلام وارد شدم؛ و چون مرا مشاهده نمود، فرمود: مرحبا، خوش آمدی، ای ابوالقاسم! تو واقعا دوست ما هستی.
پس اظهار داشتم: می خواهم دین و اعتقاداتم را بر شما عرضه کنم؛ چنانچه مورد تأیید و رضایت شما باشد، بر آن پایدار و ثابت بمانم، تا آن لحظه ای که خداوند متعال را ملاقات نمایم؟
حضرت فرمود: ای ابوالقاسم! آنچه را که مایل هستی، مطرح کن. عرضه داشتم: من معتقد هستم که خداوند یکی است و مانندی برایش وجود ندارد؛ و از محدوده ی تعطیل و ابطال و تشبیه خارج می باشد؛


تفاوت دنیا و آخرت


پس از شناخت عالم آخرت از راه عقل و نقل مى توان دنیا و آخرت را از جهات مختلفى مورد مقایسه و سنجش قرارداد خوشبختانه این مقایسات در خود قرآن كریم هم انجام گرفته است و ما مى توانیم با استفاده از بیانات قرآنى زندگى دنیا و آخرت را مورد ارزیابى صحیح قرار دهیم و برترى عالم آخرت را تبیین كنیم .

فنا پذیرى دنیا و ابدیت آخرت :نخستین اختلاف بارز بین عالم دنیا و عالم آخرت, محدودیت عمر دنیا و جاودانگى آخرت است. عمر هر انسانى در این جهان, سرآمدى دارد كه دیر یا زود فرا مى رسد و حتى اگر كسى صدها و هزاران سال هم در دنیا زندگى كند سرانجام با دگرگونى نهائى جهان طبیعت و هنگام ((فتح صور اول)) پایان خواهد یافت.



مراحـل وقوع قـیامـت


1ـ زلزله باعث وضع حمل می شود،انسان را مست می کند ، باعث رها نمودن شیردهی می شود:

موجهای صوتی با تناوب ضعیف ، با تواتر و تناوب ضعیف تر از شنوائی بشر (مادون صوت) با 7 ـ 15 نوسان در هر ثانیه ، بیش از آنچه شنیده شوند احساس می شوند و روی موجودات زنده تأثیر می گذارند. نمونه این نوع تواتر و تناوبِ صوتی زلزله ها هستند. زلزله در صورت شدید بودن و طول کشیدن از جمله همین تأثیراتی که در آیه بیان شده را روی انسان می گذارند. کسیکه در حال شیردادن به نوزاد است شیر دهی نوزاد را رها می کند. کسیکه باردار است وضع حمل می کند. و انسان گیج و منگ میشود یا به توصیف قـرآن "مست" بنظر می رسد.


نوجوانان از دیدگاه نهج البلاغه


دوره نوجوانی حساس ترین و با اهمیت ترین دوران زندگی انسان است كه معمولاً بین سنین 12الی 18 سالگی می باشد. در این دوره فرد نه كودك و نه هنوز به درستی بالغ شده است و دوره بحرانی زندگی خود را می گذراند كه گاهی رفتار و اعمال كودكانه او موجب آزار بزرگترها و گاهی رفتار عاقلانه او باعث تحسین و تعجب آنها می شود.
نوجوان در سنینی قراردارد كه به درستی نمی داند چه باید بكند؟ كدام شیوه را در زندگی خود برگزیند؟ برخی بزرگترها به او می گویند: تو هنوز بچه ای! گاهی دیگران به او می گویند: تو دیگر بزرگ شده ای چرا كار بچه گانه از تو سر می زند؟ او خود را در این امر و نهی، سرزنش و عتاب، حیران می بیند. نوشتار حاضر در مقام بیان مراحل مختلف دوره نوجوانی است كه ضمن تبیین اوصاف و ویژگیهای هر دوره به محورهای اساسی تربیت، عبادت، الگوپذیری، دوست یابی، سیاست و گناه از دیدگاه نهج البلاغه می پردازد.


ذبح اسماعیل (علیه السلام)


قرآن و توراتِ موجود در این جهت اتفاق دارند كه ابراهیم خلیل (علیه السلام) پس از آن كه در سن پیرى صاحب فرزند پسرى شده است، از سوى خداوند متعال مأمور گردیده كه فرزند خود را براى خدا ذبح نماید. و این در واقع آزمونى بس بزرگ و سختى بود كه پدر و پسر مى بایست آن را پشت سر نهند اما چون ابراهیم و اسماعیل (علیه السلام) تمام وجودشان توحید و تسلیم پروردگار بود، از این آزمون سخت سربلند بیرون آمدند و كامل ترین درجه تسلیم دربرابر خالق یكتا را در خارج تحقق بخشیدند.
قرآن و تورات در این جهت هم متفق هستند كه این فرمان خدا، فرمان آزمایشى بوده و هرگز ذبح فرزند تحقق خارجى پیدا نكرده است. اما در این كه فرمان ذبح در مورد كدام فرزند ابراهیم (علیه السلام) بوده، قرآن با تورات اختلاف دارد; چرا كه از قرآن استفاده مى شود كه این فرمان در مورد اسماعیل (علیه السلام) بوده و او فرزند ذبیح ابراهیم (علیه السلام) است;(7) اما تورات كنونى مى گوید این فرمان در مورد اسحاق (علیه السلام) بود.